جلسه سوم _ مسائل علم اصول، ملاک و معیار آن

جلسه سوم _ مسائل علم اصول، ملاک و معیار آن

مقدمه دومی که مطرح می شود مسائل علم اصول و معیارها و ملاک های لازم برای آن است. غرض از علم اصول کمک به علم فقه است. اگر غرض و مسائل معلوم نشود علوم با هم تداخل می کنند. بسیاری موضوع علم اصول را ادله مشترک انتخاب کرده اند.

 بسم الله الرحمن الرحیم

بحث در آغاز جلد اول کفایة الاصول می باشد. مرحوم #آخوند ۱۳ مقدمه مطرح فرمودند. مقدمه اول مربوط به موضوع #علم_اصول است. هر علمی موضوعی دارد و  نمی تواند بدون موضوع باشد. البته مرحوم آخوند قائل به اسم برای #موضوع نمی باشند. چرا که ممکن است باعث تداخل شود و جامع و مانع نباشد. لذا به تعریف موضوع علم اصول بسنده می کنند. 

(موضوع کل علم هو الذی یبحث فیه عن عوارض الذاتیه) موضوع آن چیزی است که در آن موضوع در آن علم از عوارض ذاتیه آن موضوع صحبت می شود. خلاصه کلام این که موضوع علم با مسائل آن #علم با هم متحد می باشند. 

مثال: موضوع علم پزشکی #بدن است. عوارض آن بیماری چشم، گوش، حلق و بینی و ... است. موضوع علم زیست شناسی طبیعت است. عوارض آن بررسی مربوط به درختان و گیاهان و فعل و انفعالاتی که در #عالم طبیعت صورت می گیرد. 

بحث امروز پیرامون #مسائل_علم_اصول می باشد. 

علم اصول چه مسائلی دارد؟ و چه مباحثی را به خودش اختصاص داده است ؟ برای تعیین مسائل (زیر مجموعه های آن مباحث)، #معیار لازم است. با چه معیاری می توان گفت یک موضوع مربوط به یک مسئله و یک مسئله مربوطه به یک موضوع است؟ 

برای تعیین مسائل معیار لازم است. به عنوان مثال علم پزشکی یک علم است و موضوع آن بدن انسان می باشد. از طرفی ممکن است بدن انسان خالکوبی شود یا استحمام کند. آیا این مسائل هم مرتبط به علم پزشکی می باشد؟ پاسخ منفی است. پس برای یک علم دانستن موضوع و مسائل آن الزامی است. و زمانی به این هدف نائل می شویم که معیار آن را دقیق مشخص نمائیم.

مثلا هدف از علم پزشکی چیست؟ معالجه انسان لذا زیبا نمودن #انسان نیست که بگوییم لباس خریدن هم از مسائل علم پزشکی می باشد. اگر #هدف معالجه انسان شد پس بیماری سرطان یا بیماری حلق یا ارتوپدی از مسائل آن می باشد. 

زمانی می توان مسائل یک علم را تعیین کرد که معیار داشته باشد. #مرحوم_آخوند می فرمایند معیار، غرض از تدوین آن علم است. به چه هدفی این علم تدوین شده است؟ غرض این هدف چه چیزی بوده است؟ 

مثلاً علم نحو یک علم است. موضوع آن هم #کلمه می باشد. هدف از علم نحو چیست؟ پس از تعیین #هدف علم نحو می توان مسائل آن را مشخص نمود. هدف علم نحو صیانت السان (حفظ زبان) است. با در نظر گرفتن این هدف مسائل علم نحو چه می شود؟ مرفوعات و منصوبات و مجرورات ... . این گونه مسائل، مسائل علم نحو است.

در هر علمی برای موضوع آن اسمی قرار می دهند اما مرحوم آخوند قائل به #اسم برای موضوع نمی باشند. اما سایر #علما قائل به اسم هستند. به عنوان مثال موضوع علم نحو کلمه است. تا زمانی که غرض و هدف هر علم مشخص نشود؛ مسائل آن علم معلوم نمی گردد.

 هر چیزی یک #غرضی دارد. غرض منبر #اقناع_مردم است. غرض درس #آموزش است و لذا گاهی خلط مبحث پیش می آید. #مرحوم_مطهری می فرمایند #تعلیم با موعظه فرق دارد. در تعلیم باید استاد باسوادتر باشد و بالاتر باشد ولی در مورد موعظه شرط نیست. ممکن است یک #شاگرد یا یک مُذنب موعظه کند.

 به عنوان مثال #حضرت_یحیی به شخص گنهکار فرمودند اذنی و یا #پیامبر_اکرم با وجود مرتبه والاتر خطاب به #جبرئیل اذنی فرمودند.

موضوع علم اصول: 

شهید صدر: ادله مشترک  (بحث های مشترک) 

نظر برخی دیگر از علماء: ادله اربعه. 

 مسائل علم اصول چه چیزی است؟ مسائل علم اصول فراتر از بیان است اما غرض از آن تسهیل در کار #فقه (استنباط) است. به عنوان مثال آیا خبر واحد حجت است یا نه؟ در علم اصول بحث می شود تا بتوانیم بر اساس آن بگوییم مثلا  خبر واحد در مورد نماز جمعه را واجب کرده است. یا بحث دلالت امر بر وجوب ( اذا نودی للصلاة من یوم الجمعة فاسعوا الی ذکر الله) که بر طبق این آیه نماز جمعه واجب است. چرا که در اصول امر دلالت بر وجوب دارد. 

 ملاک این است که غرض موضوع معلوم شود. وقتی غرض معلوم شد مسائل آن علم هم مشخص خواهد شد. غرض علم نحو حفظ #زبان است. پس نیازی به بحث از #جبر_و_اختیار نیست چرا که ارتباطی به غرض علم نحو ندارد. در صورتی که غرض معلوم نشوند و مسائل مشخص نشوند، علوم با هم تداخل می کنند. 

نکته:

گاهی مشترکاتی بین #علوم وجود دارد علیرغم این که  غرض ها با هم متفاوت است. مثلاً بحث تجری. در علم اصول بحث می شود که آیا #تجری گناه دارد یا نه؟ از طرفی در علم کلام هم بحث می‌شود. در فقه هم تجری بحث می شود. اما در هر کدام ملاکات متفاوت از دیگری می باشد. 

(مسائل العلوم و المسائل) مسائل چه چیزی هست؟ (عبارةٌ عن جملة من قضایا متشتتة) مسائل یک سری از امور متشتت است. مثلاً فعل، فاعل، مفعول مسائل متشتت محسوب می شوند که این ها خوانده می شود. چه چیزی این ها را دور هم جمع می کند؟ شما در نحو از منصوب بحث می‌کنید، از مرفوع بحث می کنید. (جمعها) جمع می کند این مسائل را (اشتراکها) مشترک بودن این #مسائل (فی الدخل فی الغرض) همه آن ها یک  غرض دارند. (الذی لأجله دُوِّنَ هذا العلم؛) که به خاطر آن غرض  این علم تدوین شده است. پس چرا آن قدر متشتت است؟ می گوید این ها یک غرض دارند. هدف همه آن ها اصلاح بدن انسان است. (فلذا قد یتداخل بعضُ العلوم فی بعض المسائل) گاهی بعضی از علوم در بعضی از مسائل تداخل می کند. (ممّا کان له دخلٌ فی مهمَّینِ،) در دو چیز مهم دخالت دارند. می‌بینید تجری در کلام بحث می‌شود، در اصول هم بحث می‌شود. غرض ها با هم متفاوت و فرق می کند. (لأجل کلّ منهما) برای هر کدام از آن ها (دُوِّنَ علمٌ علی حدة،) هر کدام علمی برای آن تدوین شده است. (فیصیر من مسائل العلمین.) یک چیز از مسائل دو علم می شود ؛ این اشکال ندارد. این گونه موارد زیاد هم داریم. این گونه مواردی که یک ملاکی وجود دارد و شما به خاطر آن ملاک در دو جا بحث می کنید. مثلاً شما امر را در لغت بحث می کنید، در اصول هم بحث می کنیم، در فقه هم بحث می کنید. امر چه دلالتی دارد؟ این اشکال ندارد. 

(لا یقال:) یک سوال: آیا اگر ما یک مسائلی داشتیم بین دو علم ۱۰۰%مشترک؛ مثلاً ببینید شما الان اینجا یک علمی دارید. اسمش را نمی‌آورم علم الف ؛ ۱۰۰ تا مسئله دارد علم ب هم 100 تا مسئله دارد. هر کدام هم یک غرض دارند، یک هدفی دارند. اما این مسائل کاملاً با هم مساوی است؛ این غرض ها با هم ملازم هستند. اگر دو علم بود با مسائل صددرصد مشترک شما چه چیزی می گفتید؟ می گویید ببخشید می شود یکی را حذف کنید. اگر شما علومی را پیدا کردید که مسائل صددرصد مشترک بود این را یکی بگیرید. خودتان را اذیت نکنید. 

 (لایقال علی هذا) بنابراین (یمکن ُ تداخل عِلْمین) ممکن است ۲ علم با هم تداخل کنند. (فی تمام مسائلهما،) در همه مسائل شان مشترک باشند. (فی ما کان هناک مهمّان) مهمان یعنی غرض. در جایی که دو تا غرض دارد. هر کدام یک غرض دارد؛ اما مسائل ۱۰۰ درصد با هم مشترک هستند. (متلازمان فی الترتّب علی جملة من القضایا،) غرضی دارد که این غرض مترتب بر مقداری از قضایا و مباحث هست که (لا یکاد یمکن انفکاکهما.) انفکاک این دو و این دو غرض از هم ممکن نیست. یعنی دو تا غرض دارد و غرض ها هر کدام برای خودش هدفی دارد که باهم ملازم هستند؛ اما شما می بینید که کاملاً مسائل شان با هم مساوی است.

 (فإنّه یقال: - مضافاً إلی بُعد ذلک) بعید است. (بل امتناعه عادةً -) اصلاً عادتا ممتنع است که مسائل دو علم عین هم باشد.

(بل لا یکاد یصحّ لذلک تدوین علْمین وتسمیتهما باسمین،) تدوین دو علم و تسمیه آن به دو علم صحیح نیست. (تدوین علم واحد) یک علم است یک کتاب است. (یبحث فیه تارةً لکلا المهمَّین، ) گاهی بحث می شود برای هر دو مهم و (أُخری لأحدهما،) و گاهی برای یکی از آنها این طور است. ما گفتیم دو تا علم گاهی بعضی از مسائل آن ها با هم تداخل می کند که این عیب ندارد. (وهذا بخلاف التداخل فی بعض المسائل، فإنّ حُسْنَ تدوین علْمین) وقتی یک علمی صد تا مسئله دارد و یکی هم صد تا که ده تا مشترک است؛ این اشکالی ندارد. دو تا علم باشد. حسن تدوین دو علمی که (کانا مشترکین فی مسألة) در یک مسائله (أو أزید) یا بیشتر ۱۰ تا مسئله (فی جملة مسائلهما المختلفة) در مجموعه مسائل دو تا از آن ها مشترک است. (لأجل مهمَّین) دو تا غرض هم دارد (فإنّ حُسْنَ تدوین علْمین مما لایخفی) یعنی لایخفی حسنه؛ حسن دارد. اول شما هدف از یک علم را معلوم کنید و بعد ورود به این علم پیدا کنید.

 نکته بعدی تمایز علوم به چه چیزی است؟ علم درایه دارید، علم حدیث هم دارید؛ علوم الحدیث عام است. علم #درایه فهم #حدیث است. رجال هم دارید. در رجال بحث می شود که مثلاً زراره ثقه هست یا نه؟ ما تعیین می کنیم ثقه است یا مورد اعتماد است. شما برو در علوم‌ حدیث بگو پس حدیث زراه صحیح است.  صحیح و عدم صحیح به ما ربطی ندارد . لذا این خیلی در تدوین تاثیر دارد.

تمایز علوم به چه چیزی است؟ تمایز علوم به موضوع مسائل است؟ یا تمایز علوم به محمول مسائل است؟ یا تمایز #علوم به هدف است و به غرض است؟ مثلا ما می گوییم که الفاعل مرفوع. این موضوع می‌شود. می گوییم الفاعل مرفوع این محمول می‌شود. آیا ملاک تمایز علوم محمول‌ است؟ مرفوع ، منصوب. یا موضوعات است؟ فاعل، مفعول. نه هیچ کدام! تمایز علوم غرض است.

 غرض در علم نحو صیانت السان است؛ صیانت زبان است. می دانید اگر موضوع بشود باید هر بابی یک علم بشود مثل باب فاعل یک علم، باب مفعول یک علم، باب مجرور یک علم. می خواهید بگویید علم نحو که غرض از علم نحو حفظ زبان است. فلذا تدوین و تمایز هر علمی به اغراض، به هدف ها است. به تعبیر امروزی انگیزه تدوین آن علم چه چیزی است؟ 

هدف و غرض علوم را تدوین می‌کنند. (وقد انقدح) یعنی اتضح روشن شد. (بما ذکرنا:) به این بحثی که ما کردیم. (أنّ تمایز العلوم إنّما هو باختلاف الأغراض الداعیه الی التدوین) اغراض داعیه به تدوین. 

 غرض از مهمترین عامل تمایز کتاب ها و علوم است. (لا الموضوعات) نه موضوعات  و (لا المحمولات،) نه محمولات و الا اگر #موضوعات بشود باعث تمایز علوم (کان کلُّ بابٍ - بل کلُّ مسألة - من کلّ علمٍ علماً علی حدة -) باید ارتوپدی یک علم بشود، چشم پزشک یک علم بشود، گوش و حلق و بینی یک علم بشود....  (کما هو واضح لمن کان له أدنی تأمّل -) کسی یک خرده تامل کند می تواند متوجه بشود. 

(فلا یکون الاختلاف بحسب الموضوع اختلاف) اختلاف به حسب موضوع مثل چشم پزشکی گوش و حلق و بینی (او المحمول) مرفوعات و منصوبات (موجباً للتعدّد،) این ها موجب تعدد نمی شود. (کما لا یکون وحدتهما سبباً لأن یکون من الواحد.) همانطور که #وحدت این ها موجب این نمی شود که یک علم باشد. شاید موضوعات مسائل واحد باشند اما علم جدا باشد. (ثمّ إنّه) این همان حرفی است که اینجا می گوید اما بعدا توضیح می‌دهد.  موضوع علم پزشکی چه چیزی است؟ موضوع علم پزشکی آن چیزی است که مربوط به مسائل آن است. این مسائل به چه معنا است؟ چشم، گوش ،حلق و بینی. هر چیزی که مربوط به این موارد بشود؛ موضوع می‌شود. موضوع علم نحو چه چیزی است؟ علم نحو زبان شما را حفظ کند. اشتباه نخوانید. هر چیزی که موجب بشود که اشتباه نخوانید موضوع آن است. #اسم نمی گذارد. نمی گوید موضوع علم نحو کلمه است؛ اگر بگوید کلمه است در #منطق هم کلمه است. 

(ثمّ إنّه ربما لا یکون لموضوع العلم عنوان الخاص) گاهی موضوع علم عنوان خاصی ندارد. موضوع علم چه چیزی است؟ (و هو الکلّیّ) یک کلی است  (المتّحد مع موضوعات المسائل) با موضوعات مسائلش یکی است. (عنوانٌ خاصّ و اسمٌ مخصوص،) به این مقدار دنبال این نباشید که برای موضوع هر علمی اسم پیدا کنید. ایشان به خاطر اینکه مشکلاتی از قبیل #اطراد و انعکاس و جامع و مانع بودن بوجود نیاید اسم انتخاب نمی کنند.

(فیصحّ) پس چه چیزی بگوییم؟ هر علم موضوع آن چه چیزی است؟ (فیصحّ أن یعبّر عنه) تعبیر بشود از موضوع (بکلّ ما دلّ علیه ؛) به هر چیزی که به آن دلالت می کند. هر چیزی که مربوط به حفظ زبان است، علم نحو می شود. (بداهةَ عدم دخل ذلک فی موضوعیّته أصلاً.) اصلاً این مسئله یعنی این که اسم خاصی داشته باشند در موضوعیت دخالتی ندارد. برای این که نگویید آخوند بحث نکرده است؛ هم موضوع علم اصول و هم تعریف آن را برایتان بحث می‌کنیم.

و صلی الله علی سیدنا محمد و اله الطاهرین.

توصیه شده برای شما

دیدگاه خود را بنویسید