جلسه بیست و دوم _ معنای صحیح در الفاظ عبادات

جلسه بیست و دوم _ معنای صحیح در الفاظ عبادات

در این جلسه به بررسی صحیح یا اعم بودن الفاظ عبادات پرداخته می شود. در فرض اینکه قائل به صحیح بودن باشیم باید برای آن معنایی را در نظر بگیریم. در این صورت مرکب نمی تواند باشد و باید بسیط باشد یا کلمه مطلوب و یا کلمه مبهمی که ملازم محبوب است.

معنای صحیح در الفاظ عبادات

بسم الله الرحمن الرحیم

 بحث در این بود که آیا #الفاظ عبادات برای صحیح یا برای اعم وضع شده است؟ #مرحوم_آخوند فرمودند دو دیدگاه وجود دارد. بعضی ها می گویند برای #صحیح وضع شده است و بعضی ها می ‌گویند برای اعم وضع شده است. اگر لفظ صلاة به #نماز صحیح بگویند آن معنای کلمه دیگر یعنی نماز باطل در معنای خودش بکار نرفته است. در واقع در #معنای_مجازی و در معنای دیگری بکار رفته است.

 اگر قبول کنیم که کلمه صلاة #حقیقت_شرعیه است و برای نماز وضع شده است. منظور از نماز صحیح چه چیزی است؟ نماز صحیح مسافر با نماز صحیح حاضر فرق می کند. نماز صحیح مسافر برای حاضر باطل است. نماز صحیح حاضر برای مسافر باطل است. برای نماز صحیح باید یک قدر جامع داشته باشیم. 

 ایشان می گوید که می توانیم بگوییم که کلمه صلاة برای یک عنوان کلی به عنوان مطلوب وضع شده است. ولی سه تا اشکال دارد.

 اشکال اول این است که #دور به وجود می آید. مطلوب یعنی آن چیزی که مورد طلب واقع شده است. یعنی مطلوب قبل از اینکه طلب بیاید باید مطلوب باشد و از طرفی طلب هم بیاید مطلوب می شود. 

اشکال دوم این است که باید بشود کلمه مطلوب را بجای نماز بکار ببریم. در #لغت وقتی یک کلمه ای مترادف کلمه دیگر باشد می توان بجای یکدیگر بکار برد. اما در اینجا صلاة یعنی مطلوب اما نمی توانیم بگوییم بجای نماز از مطلوب استفاده کنیم. 

اشکال سوم این است که اگر در اقل و اکثر در نماز شک شد. کسانی که قائل به صحیح هستند می‌گویند #برائت جاری کنید. اما وقتی می گویید صلاة به معنای مطلوب است و صحیح بدانید؛ دیگر نمی توان برائت جاری کرد. چون نماز به معنای مطلوب است و مطلوب حداکثری است.

اما اگر گفتید معنای مطلوب معنای نماز است و یک عنوان کلی و ملازم مطلوب می گوییم. اشکال دور پیش نمی آید و اشکال این که که اگر این را بگویید دیگر جای همدیگر هم نمی خواهید استعمال کنید. اما اشکال سوم وجود دارد. اگر گفتید معنای نماز ملازم مطلوب و به معنای محبوب است باید عند الشک در اقل و اکثر باید حداکثری عمل کنید و باید #اشتغال جاری کنید و این اشکال دارد. 

 #آخوند این سه اشکال را می پذیرد و می گوید اگر بگوییم نماز یعنی مطلوب سه اشکال دارد. پس معنای نماز امر مرکب نیست. امر بسیط هم به معنای مطلوب نیست. اما امر آخر را قبول می کنم می گویم نماز به معنای چیزی است که ملازم با مطلوب است. در مورد اشکال آخر می گوید که معنای نماز ملازم مطلوب است در عین حال برائت جاری کنید. نحوه اجرای برائت بدین گونه است که می خواهید برائت جاری کنید؛ نیازی نیست اشتغال جاری کنید. 

شک در #محصل دو نوع است. یک محصل و یک متحصل داریم. #غسل محصل می شود و طهارت #متحصل می شود. لذا خود غسل #موضوعیت ندارد. #طهارات یک حالت باطنی است. اینجا با این که محصل و متحصل دو چیز است و باید حداکثر عمل کنیم. مثلا نمی دانیم در غسل آیا باید داخل گوش را بشوییم تا طهارت حاصل شود؟ می گوییم بله. اشتغال می گوید شسته شود. باید #یقین کنید طهارت حاصل می شود. 

اما گاهی محصل با متحصل یکی است. مثل انسان و زید البته این مثال برای محصل و متحصل نیست. این بحث یک بحث اعتباری است. یعنی می‌گویید که محصل و متحصل انسان و زید اعتبارا با هم فرق می‌کنند ولی در اصل یکی هستند. اینجا هم محصل و متحصل اعتبارا با هم فرق می کنند و الا دو چیز نیستند.

  نماز چیست؟ نماز ملازم مطلوب و تام و محبوب است. اگر این اجزا و ارکان را بجا آوردید مثلا ارکان و اجزا همان مطلوب است و مطلوب هم همان اجزا و ارکان است و دو چیز نیستند. شما وقتی اجزا ارکان را انجام می دهید یعنی رکوع و سجود را انجام می دهید؛ مطلوب حاصل می‌شود. مطلوب همان اجزا ارکان است این موقع جای اصل برائت است.

 به عبارت دیگر معنای صلاة بنابر اعمی و صحیحی به این نحو است که باید یک قدر جامعی درست شود. تا بتوانیم به همه نماز ها بگوییم که در این صورت مرکب نمی‌شود و باید بسیط باشد. بسیط یا کلمه مطلوب است یا کلمه مبهمی که ملازم محبوب است. مطلوب که دارای اشکال است. مبهم مثلا تام و ناهی و محبوب. محبوب که گفته شود دور پیش نمی آید و اصل برائت را هم حل شده است. بنابر این که نماز به الفاظ عبادات وضع شده باشد برای صحیح معنای جامع کلمه مثلا محبوب شد.

(مدفوع) این اشکال آخر را جواب می دهد. نظر آخوند این است که (بان الجامع) یعنی بسیط جامع کلمه ی بسیطی است و مرکب نمی باشد (انما هو مفهوم الواحد المنتزع) مطلوب نمی گوییم. بلکه ملازم می‌گوییم. مفهوم واحدی که منتزع از این مرکبات مختلفه است. مرکبات مختلفه یعنی مثلا شکسته، تمام، رکوع، سجود. از مجموع این اعمال، اقسام نماز یک مفهوم واحدی را انتزاع می کنیم. (زیادتا و نقیصتا) اجزا گاهی کم است گاهی زیاد است. مثلاً نماز مسافر کم است ولی نماز حاضر بیشتر است. (بحسب الاختلاف الحالات) به حسب اختلاف حالات. منتها آن اجزا و ارکان فرد مسافر با فرد حاضر متفاوت است. محبوب این ها با هم متحد است. دو چیز نیست. مثل غسل و طهارت که اشتغال جاری کنیم. (-، متّحدٌ معها) متحد با آن مرکبات است. (نحوَ اتّحادٍ) در حاشیه نوشته شده نحو اتحاد یعنی مثل #اتحاد کلی و افرادش است. (و فی مثله) در مثل این متحد (تجری البراءة،) برائت جاری می شود. اشتغال جاری نمی شود.

(و إنّما لا تجری) آنجایی که محصل با متحصل دو چیز باشد شک در محصل، برائت جاری نمی شود. (فی ما إذا کان المأمور به أمراً واحداً) آنجایی که مامور به یک امر واحدی باشد. (خارجیّاً،) یک امر خارجی باشد مثل طهارت.  (مسبّباً عن مرکّبٍ) مسبب از یک مرکبی باشد. (مردّدٍ بین الأقلّ والأکثر،) مردد بین اقل و اکثر است. (کالطهارة المسبَّبة عن الغُسل) مثل طهارت که مسبب از غسل (و الوضوء) و وضو است. (فی ما إذا شُکّ فی أجزائهما.) وقتی که شک در اجزاء این دو می کنیم طهارت ناشی از غسل است. این مأمور به مسبب از یک مرکب است. با هم متحد نیستند.

 بنابر نظریه صحیحی ها کلمه نماز را به نماز صحیح می گویند. یک جامعی را فرض شد. بنابر نظریه اعمی ها هم به نماز درست نماز می‌گویند و هم به نماز باطل نماز می گویند. الفاظ را شارع برای اعم گذاشته است.

 اگر بخواهیم یک تعریف جامعی داد که شامل همه اینها بشود که یک قدر جامعی باشد که پنج تعریف می کنند که به همه آنها اشکال می شود. بنابر نظر اعمی اگر بخواهیم یک معنایی را در نظر بگیریم باید جامع و مانع باشد. باید شامل همه ی نمازها بشود. معنای اول می گوییم نماز یعنی ارکان. اگر ارکان نباشد نماز صحیح نیست. این معنا دو اشکال دارد. 

اشکال اول این است که گاهی نماز هست اما ارکان نیست مثل نماز غریق. گاهی هم بر عکس ارکان هست اما نماز نیست مثل این که رکوع و بقیه حرکات انجام می شود اما موالات صورت نمی گیرد. اگر نماز برای ارکان وضع شده باشد؟ ارکان چند مورد است؟ در نماز پنج مورد است. اما غالبا نماز را با ده جزء می خوانیم. اگر بگویید معنای نماز ارکان است یعنی پنج جزء است. پس باید نماز را در مجاز بکار ببریم. چون طبق معنا نیست.

(و اما هذا علی الصحیح واما علی الاعم) بنابر اعم (فتصویر الجامع فی غایة الاشکال فما قیل فی تصویره او یُقال) کسی می گوید که پنج مورد است. نماز یعنی (احدُها عن یکون عبارةً عن جملة من اجزاء العبادة کلارکان فی الصلاة) مثلا نماز یعنی آن اجزاء کلیدی و ارکان و بقیه آن (و کان الزائدُ علیها معتبراً فی المعمور) به بقیه آن به معمور به معتبر است. (لا فی المسمی) به اسم نماز نیست. (و فیه) دو اشکال دارد. (ما لایخفی فانّ التسمیة بها) تسمیه نماز به این ارکان (حقیقتا لا تدرو مدارها) تسمیه نماز به این ارکان حقیقتا مدار ارکان نیست. 

اشکال اول (ضرورةَ صدق الصلاة مع الاخلال ببعض الارکان) ولو اخلال به بعضی ارکان باشد نماز صدق می کند. مثل این که کسی دارد غرق می شود.

اشکال دوم (بل و عدم الصدق) نماز صدق نمی کند (علیها) بر ارکان (مع الاخلال به سایر الاجزاء و شرایط عند الاعمی) اگر به سایر اجزاء و شرایط اخلال کردید و همه ی ارکان و پنج مورد را داشتید ولی عمدا حمد و سوره خوانده نشده است. 

اشکال سوم این است که اگر گفته شد نماز یعنی ارکان پنجگانه، الان نماز ظهر خوانده می شود و ده جزء دارد. پس لازم می آید معمور به را در مجاز بکار برود. (مع اَنّه یلزم ان یکون الاستعمال فیما هو المعمور به باجزاءه و شرایطه) آنجا که نماز را با اجزاء و شرایط کامل آن می خوانید (مجازاً عنده) نزد اعمی مجاز می شود. (اَنّه یلزم لازم ان یکون الاستعمال) کاربرد نماز (فیما هو معمور به) آنجایی که به اجزاء و شرایط معمور به هست. همه ی نماز را کامل خوانده شود اما مجاز است. چون نماز ارکان بود و جزء که بکار برده شد در کل مثل رقبه که بکار برده می شود برای انسان کل و جزء می شود و مجاز است. 

(و کان من باب الاستعمال اللفظ الموضوع للجزء فی الکل) جزء در کل بکار برده شد. اگر جزئی و کلی فرض شود. جزء و کل با جزئی و کلی فرق دارد. جزء و کل مانند ایران کل و قم جزء است. اما کلی و جزئی فرق می کند. مثلا انسان کلی است و زید جزئی است ولی با انسان مساوی هست. کلی و جزئی باید با هم مساوی باشند. ولی در کل و جزء این طور نیست. قم در ایران است اما ایران در قم نیست. (لا من باب الاطلاق الکلی علی الفرد و الجزئی) این که گفته می شود جزئی و کلی نیست (و لا یلتزم به القائل بالاعم) قائلین به اعم هم این را نمی گوید که کلی و جزئی باشد. (فافهم) اگر معنای نماز را بنابر نظر اعمی به معنای #ارکان بگیرید این اشکالات پیش می آید. چهار معنای دیگر هم دارد که عرض خواهد شد.

این جلسه در مدرسه #آیت_الله_گلپایگانی برگزار شده است.

توصیه شده برای شما

دیدگاه خود را بنویسید