جلسه چهارم _ موضوع علم اصول

جلسه چهارم _ موضوع علم اصول

بحثی که مطرح است در این رابطه این است که موضوع علم اصول چیست؟ مرحوم آخوند می گوید غرض و هدف اصلی آن علم را در نظر بگیرید. علم اصول هدفش این است که حجت برای حکم شرعی باشد(کلما یکون دلیلا علی حکم الشرعی). اگر موضوع را ادله اربعه بدانیم بحث حجیت خبر واحد داخل در تعریف نمی باشد که اشکال و جواب دارد.

بسم الله الرحمن الرحیم

بحثی که مطرح است در این رابطه این است که #موضوع_علم_اصول چیست؟

مرحوم #آخوند دیدگاه خاصی دارند به همین جهت مقدماتی را مطرح کردند تا به دیدگاه خویش برسند. بنده نیز مقداری فراگیر تر #مقدمات را بیان می کنم:

درباره موضوع علم اصول چند دیدگاه مطرح است:

دیدگاه اول: #مرحوم_آخوند این دیدگاه را بیان نکرده اند چرا که جدید است و آن دیدگاه #شهید_صدر است که درباره موضوع علم #اصول می فرمایند: الادله المشترکه فی الاستدلال الفقهی یعنی دلایلی که در استدلال #فقهی مشترک هستند. در #فقه مباحث زیادی داریم که ادله مشترکی هستند که در موراد بسیاری مشترک هستند و به این موارد مسائل اصولی می گویند: به عنوان مثال: امر دال #وجوب است این یک دلیل است که در اصول اثبات می شود و در مورادی در فقه کارآیی دارد مانند: #نماز (اقم الصلاه طرفی النهار و زلفا من اللیل) اقم فعل امر است پس دال بر وجوب است .در امر به معروف (وامر بالعرف) نیز مفید است. در #زکات و #حج و #روزه نیز مفید است و دلیلی است مشترک در همه استدلالهای فقهی. این را شهید صدر در #حلقات می گوید و نظر خوبی است.

دیدگاه دوم: در میان متاخرین #مرحوم_شاهرودی این را مطرح کرده اند و می فرمایند: الحجه فی الفقه: هر آنچه در فقه #حجت باشد موضوع علم اصول است.

دیدگاه سوم: الادله الاربعه: البته با وصف دلیلیت یعنی اول فرض می کنیم این ها حجت هستند مثلا #قرآن یا #سنت یا #عقل و یا #اجماع موضوع علم اصول است البته با این فرض که حجیت آنها اثبات شده باشد. ما اصول را می خوانیم که به درد قرآن و سنت بخورد و مثلا ظواهر #کتاب را حجت کنیم یا خبر واحد را حجت بدانیم منتها در اصول بحث از حجیت ادله نمی شود و این ها  مفروض است. 

دیدگاه چهارم: برخی نیز گفته اند موضوع علم اصول ادله اربعه است بما هی هی یعنی عریان، بدون  وصف دلیلت. فرق این دیدگاه با قبلی این است که در دیدگاه قبلی از دلیلت ادله فارغ هستیم لکن در این دیدگاه این گونه نیست و باید دلیلیت آن اثبات شود.

دیدگاه پنجم: نظر #مرحوم_مظفر است که می فرماید نفس مسائل علوم یعنی هر تعداد که علمی مساله دارد آنها موضوع آن علم هستند. 

مثلا موضوع علم پزشکی همه مسائلی هست که در آن مطرح است.

دیدگاه ششم (مرحوم آخوند): عنوان اجمالی: ایشان می فرماید گیر موضوع نباشید و غرض و #هدف اصلی آن علم را در نظر بگیرید. علم اصول هدفش این است که حجت برای #حکم_شرعی باشد پس تمام آنچه حجت برای حکم شرعی است موضوع اصول است. (کلما یکون دلیلا علی حکم الشرعی) چه با مسائل متحد باشد چه نباشد.

#شیخ_انصاری نیز قائل به ادله اربعه هستند گرچه ایشان تاکید به نوع آن نکرده است. 

نظر استاد در مورد موضوع علم اصول: حرف شهید صدر یعنی همان نظر اول را قبول می کنند.

جناب آخوند به دیدگاه سوم و چهارم که مشهور علما قائل به آنها هستند اشکال وارد می کنند:

متن : (و قد انقدح بذلک) به اینکه ما گفتیم لازم نیست عنوان مساله اسم داشته باشد (أن موضوع علم الاصول، هو الکلی) اجمالی (المنطبق) با قول پنجم فرق می کند در قول پنجم بیان شد خود مسائل موضوع است. ایشان می گوید منطبق است بر موضوعات مسائل متشتته. (على موضوعات مسائله المتشتتة، لا خصوص الادلة الاربعة بما هی أدلة) قول سوم (،بل ولا بما هی هی) قول چهارم، (ضرورة أن البحث فی غیر واحد من مسائله المهمة لیس من عوارضها) چون خیلی از مباحث مهم از عوارض ادله اربعه نیست. 

مقدمه اشکال: ادله اربعه قرآن و سنت و عقل و اجماع است که ایشان به این قول اشکال دارند و البته اشکال ایشان موردی است. در مورد سنت بین ما و اهل سنت اختلاف است. آنها سنت را #روایات فقط #پیامبر می دانند اما ما روایت #معصوم می دانیم. سنت در سه قالب قول و فعل و تقریر است. قول مانند اینکه من چیزی بگویم و فعل نیز مانند اینکه بنده فعلی را انجام دهم و تقریر نیز اینکه در مقابل عمل دیگری سکوت کنم. بسیاری از روایات نیز عمل مستقیم معصوم نیست بلکه روایت راویان است و این باعث اختلاف بسیاری است. مثلا در #نهج_البلاغه خیلی اختلاف نسخه وجود دارد. تمام این روایات و تمام #تاریخ نقل قول است.

با این مقدمه اشکال را بیان می کند: سنت به چه معناست ؟حاکی یا محکی. محکی یعنی خود قول. نفس قول معصوم و حاکی نیز یعنی قول راوی. یکی از بحث های مهم اصول حجیت خبر واحد است که در آن از حجیت قول #راوی بحث می شود لکن قول راوی که سنت نیست چون سنت یعنی نفس قول معصوم پس وقتی سنت نفس قول است پس حجیت خبر واحد به این بحث ربطی ندارد. (بعباره اخری: بحث از حجیت خبر واحد بحث از سنت نیست زیرا سنت به معنای نفس فعل معصوم است و خبر واحد به معنای خبر مثلا #زراره است و خود قول معصوم نیست). 

(وهو) اینکه خیلی از مسائل علم از موضوع علم اصول خارج می شود و از عوارض علم اصول نیست (واضح لو کان المراد بالسنة منها) از ادله اربعه (هو نفس قول المعصوم أو فعله أو تقریره، کما هو المصطلح فیها، لوضوح عدم البحث فی کثیر من مباحثها المهمة، کعمدة مباحث التعادل والترجیح) بحثش در مورد بررسی سخن راوی است، (بل ومسألة حجیة خبر الواحد، لا عنها ولا عن سائر الادلة) بحث از بسیاری از مسائل مهمه از سنت و غیر سنت نیست. 

جناب شیخ انصاری به این اشکال پاسخ می دهد و راه کاری ارائه داده برای اینکه مثلا خبر واحد زیر  مجموعه سنت باشد بدین بیان که شما نگویید آیا خبر واحد حجت است بلکه بگویید هل تثبت السنه بالخبر الواحد؟ کلمه سنت را وارد موضوع می کند و اشکال را بر طرف می کند. یعنی باید بحث را ارجاع داد. یا در تعادل و تراجیح بگویید بای الخبرین تثبت السنه.

متن: (ورجوع البحث فیهما) خبر واحد و تعادل و تراجیح (- فی الحقیقة - إلى البحث عن ثبوت السنة بخبر الواحد، فی مسألة حجیة الخبر - کما افید ) شیخ انصاری (وبأی الخبرین فی باب التعارض، فإنه أیضا بحث فی الحقیقة عن حجیة الخبر فی هذا الحال غیر مفید) این دفاع شیخ انصاری از مشهور را غیر مفید می داند. 

رد مرحوم آخوند بر شیخ انصاری: ثبوت به چه معناست؟ ما دو نوع کان داریم تامه و ناقصه. کان تامه خبر ندارد مانند کان الله. ولی کان ناقصه خبر می خواهد کان زید قائما. ما دو گونه ثبوت داریم ثبوت واقعی و تعبدی. شما می گویید سنت ثابت می شود با خبر واحد مقصودتان از ثبوت چیست ؟واقعی یا تعبدی؟

اگر ثبوت واقعی منظورتان است یعنی ایجاد، آیا سنت با خبر واحد ایجاد می شود؟ یعنی آیا با سخن زراره حرف #امام ثابت می شود یا نه؟ اگر این منظورتان است ربطی به علم اصول ندارد زیرا این جزء عوارض نیست و از اصل وجود است. و آیا منظورتان وقوع است؟ ما اصلا بحث از وقوع نداریم بلکه بحث از عوارض ذاتی داریم.

اما اگر تعبدی می گیرید هیچ کس در خبر واحد بحث از تعبد قول معصوم نمی کند یعنی تعبدا ما قبول می کنیم که قال زراره حجت است این بحث از راوی است و مربوط به سنت نیست.

متن: (فان البحث عن ثبوت الموضوع وما هو مفاد کان التامة، لیس بحثا عن عوارضه) موضوع، (فإنها مفاد کان الناقصة. لا یقال: هذا فی الثبوت الواقعی، وأما الثبوت التعبدی - کما هو المهم فی هذه المباحث - فهو فی الحقیقة یکون مفاد کان الناقصة فإنه یقال: نعم، لکنه مما لا یعرض السنة) از عوارض سنت نیست (، بل الخبر الحاکی لها) بلکه از عوارض کلام راوی است ،( فإن الثبوت التعبدی یرجع إلى وجوب العمل على طبق الخبر کالسنة المحکیة به، وهذا من عوارضه) خبر ( لا عوارضها ) سنت (، کما لا یخفى. وبالجملة: الثبوت الواقعی لیس من العوارض، والتعبدی وإن کان منها) از عوارض است ،( إلا أنه لیس للسنة، بل للخبر، فتأمل جیدا.)

والسلام علیکم و الرحمة الله و برکاته

.#مدرسه_آیة_الله_گلپایگانی

 

توصیه شده برای شما

دیدگاه خود را بنویسید