جلسه شانزدهم _ تشخیص معنای حقیقی از مجازی

جلسه شانزدهم _ تشخیص معنای حقیقی از مجازی

اولین علامت از تشخیص حقیقت از مجاز تبادر که به معنی اولین معنایی که به ذهن منسبق است.دومین علامت از علائم تشخیص حقیقت از مجاز عدم صحت حمل و صحت سلب است. سه نوع اتحاد اتحاد مفهومی،اتحاد ماهوی و اتحاد وجودی تقسیم می شود.

تشخیص معنای حقیقی از مجازی

بسم الله الرحمن الرحیم 

#آخوند خراسانی بحث راه های تشخیص معنای حقیقی از #مجازی را مطرح کرده اند که گفتیم که اولین راه تشخیص، تبادر است. تبادر یعنی اولین معنایی که به ذهن منسبق است. اشکال وارده بر #تبادر را هم دو پاسخ به آن دادیم و بحث آن در جلسه قبل گذشت.

نکته: برخی اوقات سبقت یک معنا به #ذهن بخاطر یک قرینه است که در این صورت دیگر انسباق و تبادر از علائم حقیقت نخواهد بود. به طور کلی سبقت معنا به ذهن سه گونه است: 

  1. انسباق کاملا بدون قرینه که این صورت از علامات حقیقت است.
  2. انسباق معنی به ذهن کاملا با قرینه که دیگر علامت حقیقت نیست و معنا مجازی می شود.
  3. لفظی گفته شود و معنایی به ذهن متبادر شود لکن شک کنیم که آیا قرینه وجود دارد یا خیر؟ برخی با اصاله عدم القرینه می گویند که اینجا قرینه ای وجود ندارد و معنا حقیقی است اما آخوند رجوع به اصاله عدم القرینه را قبول ندارد.

 چون در واقع دو بحث است: گاهی ما مراد متکلم را می دانیم لکن نمی دانیم که آیا این معنای برای لفظ مراد وی، حقیقت است یا مجاز. و گاهی اصلا نمی دانیم مراد متکلم چیست؟ (برای تشخیص مراد، رجوع به اصاله عدم القرینه اشکالی ندارد اما برای تشخیص حقیقت از مجاز عند الشک فی وجود القرینه نمی توان به اصاله عدم القرینه مراجعه کرد).

متن:(ثم إن هذا) تبادر علامت حقیقت باشد (فیما) مواردی که (لو علم استناد الانسباق إلى نفس اللفظ) و بخاطر قرینه نیست. (و أما فیما احتمل استناده) تبادرانسباق (إلى قرینة فلا یجدی أصالة عدم القرینة فی إحراز کون الاستناد) استاد انسباق معنا (إلیه) نفس لفظ (لا إلیها) قرینه (کما قیل)‏  اجداء که صاحب فصول گفته است. (لعدم الدلیل على اعتبارها) اصاله عدم القرینه (إلا فی إحراز المراد) مراد لفظ (لا الاستناد). استناد تبادر به لفظ.

دومین علامت از علائم تشخیص حقیقت از مجاز عدم صحت حمل و صحت سلب است. بدین صورت که اگر توانستیم معنایی را از #لفظی سلب کنیم مثلا «الاسد لیس برجل شجاع» می فهمیم که #معنا_مجازی است. و همچنین صحت حمل که مثلا بگوییم «الاسد حیوان مفترس» که در این صورت همین صحت حمل نشانه #حقیقی بودن #معنا است.

نکته:

وقتی دو #واژه را بر همدیگر حمل می کنیم سه  نوع #اتحاد داریم:

  1. اتحاد مفهومی: انسان بشر است که در این مثال مفهوم انسان و بشر یکی است.
  2. اتحاد ماهوی: «الانسان حیوان ناطق». #ماهیت هر دو یکی است لکن مفهوم آن دو با هم فرق دارد (به اتحاد نوع اول و دوم #حمل_اولی_ذاتی می گویند که در آن نوعی #اجمال و #تفصیل وجود دارد).
  3. اتحاد وجودی: «زید قائم». (به این نوع اتحاد، #حمل_شایع_صناعی می گویند و علامت آن این است که موضوع یکی از مصادیق محمول است).

قسم سوم نیز به سه قسمت تقسیم می شود:

  1. صدوری: «زید ضارب» (ضرب از زید صادر شده است)
  2. حلولی: «زید ابیض» (سفیدی در زید حلول کرده است)
  3. اعتباری: «زید مالک».

مراد ما از حمل در این که گفتیم که صحت حمل یکی از علامات #حقیقت است حمل اولی ذاتی مدنظر است.

متن: (ثم إن‏ عدم صحة سلب اللفظ) «اسد» یا صحت حمل (بمعناه) لفظ (المعلوم المرتکز) اجمالا (فی الذهن إجمالا) ارتکازی (کذلک) مثل تبادر، این را می گویند تا اشکال دور برطرف شود. (عن معنى تکون علامة کونه) لفظ (حقیقة فیه) المعنی (کما أن صحة سلبه) لفظ (عنه) معنی (علامة کونه) لفظ (مجازا فی الجملة). #مرحوم حکیم گفته است یعنی با قطع نظر از نوع مجاز؛ برخی: یعنی اجمال معنای دوم این است.

(و التفصیل أن عدم صحة السلب سلب لفظ عنه) معنا ) تفسیریه است. (صحة الحمل حمل لفظ علیه) معنا (بالحمل الأولی الذاتی الذی کان ملاکه) حمل اولی ذاتی (الاتحاد مفهوما علامة کونه) مستعمل فیه (نفس المعنى و بالحمل الشائع الصناعی الذی ملاکه) حمل شائع صناعی (الاتحاد وجودا بنحو من أنحاء الاتحاد) اتحاد حلولی یا صدوری یا انتزاعی یا اعتباری و... (علامة کونه موضوع من مصادیقه محمول و أفراده الحقیقیة کما أن صحة سلبه لفظ کذلکبه سلب اول یا سلب شایع (علامة أنه موضوع لیس منهما) نه معنا و نه مصداق. 

نکته: اگر ما فهمیدیم که یک معنا، حقیقی نیست و مجازی است، اختلافی بین بزرگان است و آن این است که آیا وقتی کلمه ای معنای مجازی دارد،این معنای مجازی چیست؟ آیا مجاز در کلمه است که از باب علاقه باشد؟

#سکاکی می گوید که ما اصلا مجاز در کلمه نداریم و هر معنایی حقیقی است و در معنای حقیقت گسترش می دهیم و ایشان تصرف در معنا می کند.

متن: (و إن لم نقل بأن إطلاقه) لفظ (علیه) #موضوع (من باب المجاز فی الکلمة بل من باب الحقیقة) تفسیر باب الحقیقه (و أن التصرف فیه) اطلاق اسد بر رجل شجاع (فی أمر عقلی) معنا (کما صار إلیه) تصرف (السکاکی).

در مورد اشکال #دور در تبادر دو پاسخ دادیم. (تغایر بین موقوف و موقوف علیه با اجمال و تفصیل و مستعلم و اهل محاوره) و اینجا نیز به اشکال دور همین دو پاسخ را می دهیم.

(و استعلام حال اللفظ تفسیری و أنه) لفظ (حقیقة أو مجاز فی هذا المعنى بهما) صحت حمل و عدم صحت حمل (لیس على وجه دائر) دور نمی شود (لما عرفت فی التبادر من التغایر بین الموقوف و الموقوف علیه بالإجمال) موقوف علیه (و التفصیل) موقوف (أو الإضافة)نسبت (إلى المستعلم و العالم فتأمل جیدا).

این جلسه در مدرسه #آیت_الله_گلپایگانی برگزار شده است. 

وصلی الله علی سیدنا محمد و آل محمد 

توصیه شده برای شما

دیدگاه خود را بنویسید