جلسه هجدهم _ حقیقت شرعیه

جلسه هجدهم _ حقیقت شرعیه

برای تفصی و خلاصی از مجازیت 4 راه ارائه می دهند که اولی آن حقیقت شرعیه و دومین راه آن حقیقت لغویه است و آخوند خراسانی به تبیین این دو راه در این جلسه می پردازد.

حقیقت شرعیه

بسم الله الرحمن الرحیم 

مقدمه نهم که #آخوند مطرح می کند این است که در مبانی دینی و شرعی و لغات به واژه هایی بر می خوریم که معانی دارند که امروزه در آن معنا به کار نمی روند.حتی وقتی #واژه بکار برده می شود معنای دوم متبادر می شود مانند صلاه که به معنای دعا است لکن به نماز منتقل شده است.

در این حالت دو راه داریم:

یکی این که بگوییم صلاه در معنای #دعا حقیقی است و در معنای #نماز #مجازی است. #مرحوم_آخوند قائل به این حالت نیست. چون بدون #قرینه بکار می رود و در مجاز باید همراه قرینه باشد.

ایشان برای تفصی و خلاصی از مجازیت 4 راه ارائه می دهند:

الف) حقیقت شرعیه: وقتی لفظی برای معنایی می خواهد وضع شود گاهی واضع به صورت واضح می گوید این #لفظ را برای این معنا گذاشتم که به این می گویند #وضع_تعیینی قولی. مانند وضع لفظ رایانه برای کامپیوتر. 

گاهی نیز واژه ای را واضع وضع نمی کند بلکه آن قدر در کاربرد بکار برده می شود که همانند تعیین می شود به این می گویند تعینی استعمالی. مانند اینکه #پیامبر می فرماید: «صلوا کما رایتمونی اصلی» یا در جایی دیگر می فرماید «قد قامت الصلاه» و در جایی دیگر می فرماید «ویل للمصلین». این می شود وضع صلاة برای نماز به وضع تعینی استعمالی. به عبارت دیگر این که در غیر ما وضع له دقیقا همانند ما وضع له بکار برده می شود. این حقیقت شرعیه می شود.

نکته: در معنای مجازی باید قرینه حتما موجود باشد. در حقیقت شرعیه نیز باید قرینه باشد اما نه قرینه ای که ما را از معنای حقیقی به معنای مجازی می برد بلکه قرینه ی استعمالی. مانند این که پیامبر می فرماید «صلوا» و بعدش شروع می کند به نماز خواند که این نماز خواندن قرینه استعمالی است.

اگر کسی اشکال کند و بگوید این نوع کاربرد نوعی #بدعت است. ما می گوییم این ها ذوقی و استحسانی است و جایی که ذوق سلیم بپذیرد مشکلی پیش نمی آید.

متن: (التاسع إنه اختلفوا فی ثبوت الحقیقة الشرعیة وعدمه) ثبوت.

 (على أقوال، وقبل الخوض فی تحقیق الحال لا بأس بتمهید مقال) مقدمه بگوییم، (و هو: أن الوضع التعیینی، کما یحصل بالتصریح) تصریح کردن واضع (بإنشائه) وضع تعیینی ابتدایی،گفتاری. (کذلک یحصل) وضع تعیینی (بإستعمال) استعمال واضع  (اللفظ فی غیر ما وضع له،) غیر موضوع له – معنا (کما إذا وضع له) مثل آنجایی که وضع می شود، (بأن یقصد الحکایة عنه) معنا، (والدلالة علیه) معنا (بنفسه) لفظ (لا بالقرینة) قرینه مجازیت نیاز نمی خواهد،

(وإن کان) واضع (لا بد - حینئذ -) حین قصد الوضع بالاستعمال (من نصب قرینة، إلا أنه) نصف قرینه (للدلالة على ذلک) قرینه بر کاربرد و استعمال، (لا على إرادة المعنى، کما فی المجاز، فافهم). در مجاز هم فقط لفظ دال بر معنا است.

 وکون إستعمال اللفظ فیه) معنای دوم (کذلک) به قصد وضع (فی غیر ما وضع له، بلا مراعاة ما) تناسبی که (اعتبر فی المجاز) بدون نصب قرینه، (فلا یکون بحقیقة ولا مجاز، غیرُ ضائر) ضرر نمی زند (بعد ما کان مما یقبله الطبع ولا یستنکره،وقد عرفت سابقا، أنه فی الاستعمالات الشایعة فی المحاورات ما لیس بحقیقة ولا مجاز).

بیان چند نکته:

1-قبلا بحث حقیقت و مجاز مطرح شد و بیان شد که معنای حقیقت همان معنای اصلی #لفظ است. مانند اسد که به معنای شیر است اما معنای مجازی این است که واژه در غیر معنای اصلی بکار می رود. اما به همراه یکی از انوع علاقه ای که بیان شده است. مانند #کاربرد لفظ رقبه که به معنای گردن است در انسان به وسیله علاقه جزء و کل.

2-اگر گفته شود در نماز نیز همین کار را انجام بدهیم یعنی بگوییم صلاة به علاقه جزء و کل در معنای نماز بکار رفته زیرا یکی از اجزای نماز دعا است. 

اولا آخوند می گویند که اولا دعا جزء نماز نیست.

ثانیا اگر #جزء هم باشد از اجزای رئیسی نیست همان گونه که مثلا ناخن از اجزای رئیسی انسان نیست و نمی تواند جزء باشد.

متن: (إذا عرفت هذا،)مقال را (فدعوى الوضع التعیینی) الاستعمالی (فی الالفاظ المتداولة فی لسان الشارع)قید وضع(هکذا) حقیقت شرعیه (قریبة جدا، ومدعی القطع به) وضع تعیینی (غیر مجازف) گزاف نگفته (قطعا، ویدل علیه) الفاظ حقیقت شرعیه در معانی جدید است به واسطه وضع تعیینی فعلی(تبادر المعانی الشرعیة منها) الفاظ (فی محاوراته،)شارع(ویؤید ذلک) وضع تعیینی استعمالی (أنه ربما لا تکون علاقة معتبرة بین المعانی الشرعیة واللغویة، فأی علاقة بین الصلاة شرعا) همان حرکات مخصوص (و الصلاة بمعنى الدعاء)جواب از اشکال مقدر (و مجرد إشتمال الصلاة على الدعاء لا یوجب ثبوت ما یعتبر من علاقة الجزء والکل بینهما، کما لا یخفى).

ب) یکی از راه های خلاصی از مجازیت، حقیقت شرعیه بود که بیان شد. راه کار دوم حقیقت لغویه است. بدین بیان است که بگوییم صلاه به معنای #نماز است و به معنای دعا نیست. مانند #آیات_قرآن در مورد ادیان قدیم که مثلا #حضرت_موسی می فرماید که امر شدم به صلاه یعنی امر شدم به نماز خواندن. و اینکه نماز آن ها با نماز ما فرق می کند ضرری به بحث ما نمی زند. زیرا باعث اختلاف ماهیتی نمی شود.

متن: (هذا)چند خط اخیر(کله بناء على کون معانیها)الفاظ(مستحدثة فی شرعنا) جدید باشد. 

(و أما بناء على کونها) معانی (ثابتة فی الشرائع السابقة، کما هو)ثبوت(قضیة غیر واحد من الآیات مثل قوله تعالى: «کتب علیکم الصیام کما کتب على الذین من قبلکم») (و قوله تعالى «و أذن فی الناس بالحج») مخاطب اذن یا پیامبر است یا حضرت ابراهیم که حضرت ابراهیم اگر باشد بحث ما است(و قوله تعالى: «و أوصانی بالصلاة والزکاة ما دمت حیا»). (إلى غیر ذلک، فألفاظها)عبادات(حقائق لغویة، لا شرعیة،)جواب اشکال مقدر(و اختلاف الشرائع فیها) الفاظ (جزءا وشرطا، لا یوجب اختلافها) عبادات را(فی الحقیقة و الماهیة، إذ لعله)اختلاف شرایع(کان من قبیل الاختلاف فی المصادیق) افراد(والمحققات، کاختلافها)افراد(بحسب الحالات فی شرعنا) مانند نماز آیات و میت (کما لا یخفى).

راه کار سوم ان شاء الله جلسه بعد.

این جلسه در مدرسه #آیت_الله_گلپایگانی برگزار شده است. 

 

توصیه شده برای شما

دیدگاه خود را بنویسید