جلسه دوم _ عوارض ذاتی

جلسه دوم _ عوارض ذاتی

هر علمی یک موضوعی دارد. موضوع هر علمی آن چیزی است که از عوارض ذاتی آن موضوع بحث می شود. مرحوم آخوند عوارض ذاتی را با دو کلمه بلاواسطة فی العروض معرفی می کند. موضوع علم اصول با مصادیق خودش از نظر مفهوم متفاوت است اما از نظر مصداق آن یکی است.

بسم الله الرحمن الرحیم

هر علمی یک موضوعی دارد در آن علم باید در واقع پیرامون همان موضوع بحث شود. ما حق نداریم در علم پزشکی مثلاً از اقتصاد بحث کنیم. مثلا در #علم ادبیات بیاییم از جغرافیا بحث کنیم.

برای این که چهارچوب برای هر علمی پیدا شود باید یک تعریفی ارائه بشود. موضوع هر علمی آن چیزی است که از عوارض ذاتی آن موضوع بحث می‌شود. مثلاً در #نحو ما می‌گوییم موضوع کلمه است. از عوارض #کلمه بحث می‌شود، از عوارض ذاتی بحث می شود. منتها باید این عوارض ذاتی را معنا کنیم. مثلاً در #علم_پزشکی، موضوع بدن انسان است، ما از عوارض ذاتی این #بدن صحبت می کنیم. گوش درد، پادرد، کمر درد. مثلاً در علم زیست شناسی موضوع #طبیعت است، پس ما از عوارض این موضوع بحث می کنیم که در زیست شناسی از گیاهان از درختان از آب از این قبیل مسائل بحث می شود.

بعضی ها گفتند موضوع #علم_اصول ادله اربعه است. #شهید_صدر(ره) موضوع علم اصول را ادله مشترکه می داند. وقتی بحث می کنیم خبر واحد حجت است باید موضوع علم اصول باشد. مثلاً در بحث عام و خاص که عام تخصیص می خورد؛ عام به چه نحو تخصیص می خورد؟ این ها باید در رابطه با #اصول باشد.

عوارض ذاتی به چه چیزی می گویند؟ آخوند بر خلاف مشهور یک تعریف خاصی از عوارض ذاتی دارد. می‌دانید که ما کلیات خمس داریم. مثلاً انسان نوع است. دو ذاتی دارد یکی جنس است و یکی فصل است که حیوان و ناطق بودن است. با این ها کاری نداریم. این ها عوارض نیستند؛ این ها ذاتی اند. جنس و فصل ذاتی نوع اند. اما عوارض که در #منطق می‌خوانیم دو قسم است یک عارض عام داریم و یک عارض خاص.

ما می گوییم انسان ضاحک است. ضاحک در ذات انسان نیست این عارض است اما عرض خاص است یعنی مخصوص انسان است؛ حالا ضحک به معنای تعجب اگر بگیریم. گاهی می گوییم الانسان ماشی است. انسان مشی می کند یا الانسان متحرک و تحرک هم یک عرضی است بر انسان که عرض عام است. چون حیوانات دیگر هم تحرک دارند، کرات هم تحرک دارند. پس عرض عام است که جزء ذات نیست. حمل بر ذات می شود. عارض بر ذات می شود. منتها عوارض گاهی ذاتی هستند و گاهی غیر ذاتی هستند.  ما باید عوارض ذاتی را معنا کنیم که در واقع عوارض ذاتی چیست؟ چه نقشی دارد؟

 ما مثلاً یک معروض و یک عارض داریم. معروض الانسان و عارض مثلا متعجب است. متعجب بر انسان عارض می شود. حالا به این معروض می توانید موضوع هم بگوییم. می گوییم الانسان ضاحک، الانسان ماشی، الانسان متحرک. این ها همه عرض هستند که بر انسان عارض می شود.  تعجب بر انسان عارض می شود.

بعضی از این ها مستقیم بر انسان مثل ضاحک عارض می شود. بعضی ها واسطه می خورد مثل این که می گوییم چون حیوان است، ماشی است. یا این که می‌گوییم متکلم چون ناطق است متکلم است. 

هرگاه یک چیزی را حمل کردید بر چیز دیگر که در ذات آن چیز نیست به این عرض می گویند. پس باید چیزهایی را پیدا کنید که در ذات نباشد. اگر من گفتم الانسان حیوان، این دیگر از بحث ما خارج است. چون حیوان ذات انسان است. این گونه موارد مورد بحث نیست. عارض به آن چیزی گفته می شود که خارج از ذات است و بر ذات عرضه می شود. این معنای عارض است.

 با این مقدمه، عوارض ذاتیه چه چیزی است؟ الان گفتید در هر علمی از عوارض ذاتی آن علم بحث می شود. شما یک عوارض ذاتی و یک عوارض غیر ذاتی و غریب دارید. حالا این هم خدمت شما عرض کنم که در واقع ذاتی که می گوییم با آن ذاتیات قاطی نکنید، این یک تعریف خاصی دارد. آخوند می گوید بلاواسطه فی العروض. اگر چیزی بر چیزی عارض شد بدون واسطه در عروض این عارض ذاتی است. 

 شارحین برای تبیین  9 قسمت درست کردند و گفتند که گاهی عارض بر معروض بدون واسطه است که اصلا واسطه نمی خواهد. یک چیزی را شما بر چیزی بدون واسطه حمل می‌کنید. اصلا واسطه نمی خواهد. گاهی این عارض با معروض شما مساوی است؛ مساوی یعنی چه؟ یعنی مصادیق آن ها یکی است. یعنی آن عارض با آن معروض آدم ها و مصادیق آن ها باهم مساوی است. مثل الانسان متعجب که الان متعجب را بر انسان عارض کردیم. یعنی متعجب را بر انسان حمل کردیم. عرض است و واسطه هم نمی خواهد. تعجب صفت خود انسان است؛ مساوی هم هستند، مساوی یعنی چی؟ کل انسان متعجب و کل متعجب انسان. هر انسانی تعجب دارد و هرکسی هم تعجب دارد، انسان است. پس این جا آن چیزی که عارض می شود بر این با هم مساوی هستند. 

 #موضوع  هر علمی آن چیزی است که در آن علم از عوارض ذاتی آن صحبت می‌شود. عوارض ذاتی را #آخوند با دو کلمه معرفی کرده است، بلاواسطه فی العروض. من برای این که بلاواسطه فی العروض روشن شود مجبورم این توضیحات را بدهم.

 گاهی چیزی را بر چیز دیگر حمل می کنیم؛ مورد اول گاهی واسطه نمی خواهد که این  مساوی با آن موضوع شما است. مورد دوم گاهی عارض از معروض شما اعم است. اعم که می گویم به خاطر این است که مثلا این که می گوییم الناطق حیوان؛ اشتباه نشود شما بگویید الان بحث ما در ذاتیات نیست، الان هم در ذاتیات نیست. حیوان که #ذات ناطق نیست، حیوان ذات انسان است. الانسان حیوان ناطق است که ذات انسان است. والا ناطق که در ذاتش حیوان نیست. حیوان اعم از #ناطق است که بر این حمل می شود. واسطه هم نمی خواهد؛ الناطق حیوان را مستقیم به کار می بریم. مورد سوم اخص است که گاهی می گوییم الحیوان ناطق. نمی گوییم الانسان ناطق، که بگویید جزو ذاتیات آن است. ناطق نسبت به #انسان ذاتی است اما نسبت به حیوان ذاتی نیست.

 پس هرگاه چیزی را بر چیزی حمل می کنیم ، #عرض را بر معروض حمل می کنیم، به عبارت دیگر این عرض که بر موضوع حمل می شود؛ گاهی بدون واسطه است. با این مقدمه که عرض کردیم؛ این سه تا عوارض ذاتی هستند، ایشان گفته بودند بلاواسطه، این ها هم که اصلا واسطه نخورده است. پس این سه تا بدون تردید عرض ذاتی هستند و در تعریف موضوع داخل است. چون ایشان گفته بودند عرض ذاتی آن چیزی است که واسطه نخورده باشد، این هم واسطه نخورده است. اما گاهی از اوقات عارض بر معروض با واسطه حمل می شود. واسطه هم دو قسم است. یک وقت از داخل ذات بیرون می آوریم، یعنی واسطه یا جنس است یا فصل است. طبیعتاً اگر بدین گونه باشد دو قسم بیشتر نمی‌شود. یک می گوییم الانسان  متحرک، انسان متحرک است. آیا تحرک مثل تعجب بدون واسطه بر انسان حمل می شود؟ خیر، تعجب با انسان عجین است. متحرک به خاطر واسطه است. چون حیوان است، چون انسان جاندار است. لانه حیوان. این با واسطه داخلی است. یعنی یا جنس است یا فصل است.

 اگر چیزی بر موضوع شما حمل شد به واسطه #جنس؛ جنس داخلی است. الانسان حیوان ناطق. به عبارت دیگر متحرک که بر انسان عارض شده است، مثلا من الان دارم راه می روم. چرا راه می روم؟ چون جاندار هستم. اگر دیوار بودم که نمی توانستم راه بروم. این حیوان که حمل شد، با واسطه داخلی می شود. گاهی هم می گویم الانسان متکلم. چرا؟ لانه ناطق. چون ناطق است. چرا من می توانم حرف بزنم؟ چون #عقل دارم، ناطق را به معنای عقل می گیرند، چون صفت خرد دارم، چون آن عامل نطق در من وجود دارد. پس وقتی عارضی بر معروضی حمل می کنید واسطه اش داخلی است یا جنس است یا فصل است.  

 گاهی از اوقات واسطه خارجی است. واسط خارجی یعنی چه ؟ یعنی در ذات موضوع نیست. یعنی آن واسطه جنس و فصل نیست.

 مورد اول این است که گاهی واسطه مساوی است. یعنی به عبارت دیگر آن واسطه با معروض شما مساوی است. مثلاً الانسان ضاحک. چرا؟ لانه متعجب. متعجب بر انسان حمل شده است. به خاطر این که با هم مساوی هستند. انسان با ضاحک مساوی است. انسان با متعجب مساوی است. مورد دوم این است که گاهی واسطه اخص است. می گوییم الحیوان ضاحک. همه حیوانات که ضاحک نیستند. بعضی از حیوانات ضاحک هستند. لانه انسان، چون انسان است. شما می دانید که انسان از حیوان اخص است. مورد سوم این است که گاهی واسطه اعم است. مثلاً فرض کنید که الانسان تعب. انسان خسته می شود. چرا؟ لانه ماشی. مورد چهارم این است که مباین است. نه اعم است و نه اخص است. شما الان یک کشتی می‌بینید که حرکت می کند. یا قطار در جاده قم_ تهران یکی ایستاده است، می گویید دارد راه می رود. او راه نمی رود قطار دارد حرکت می کند. جالس سفینة متحرک، تحرک حمل بر جالس شده است. در واقع به خاطر چه چیزی است؟ به خاطر سفینه است. چیزی که حرکت می‌کند کشتی است نه جالس سفینه.

 ما دو قسم واسطه داریم؛ واسطه در عروض داریم و واسطه در ثبوت داریم. در واسطه در عروض عرض متعلق به واسطه است. حقیقتا آن چیزی که شما دارید نسبت می دهید مال واسطه است. ببینید شما می گویید مسافر کشتی متحرک است. چه کسی در واقع متحرک است؟ این واسطه آن است. اصلاً متحرک نیست. عرض که متحرک است متعلق به واسطه است. برای سفینه است. مجازا به معروض نسبت داده می شود. اصلاً متحرک را نمی توانید به سفینه نسبت بدهید. دارید می گویید مسافر دارد راه می‌رود؛ ولی مسافر راه نمی رود، کشتی دارد راه می رود. این را واسطه می گویند.

 هر‌ گاه عرض متعلق بود واقعاً به واسطه و مجازا به معروض نسبت داده شد، این واسطه در عروض می‌شود. اما واسطه در ثبوت این گونه نیست. واسطه سبب می‌شود که واقعاً عرض به معروض نسبت داده می شود. در این جا ماشٍ واقعا واسطه است، اما این واسطه شده است که واقعا انسان خسته بشود. چه کسی خسته بشود؟ شما خسته می شوید، وقتی راه می روید. چون راه رفته اید درست است که راه رفتن واسطه شده است. این فرق می کند با این که چه کسی حرکت می کند؟ کشتی. چرا شما می خندی؟ چون انسان هستید. چه کسی واقعاً می خندد؟ شما. 

 بنابراین با این #مقدمه از این ۹ مورد که گفتیم، 8 تا از آن ها عوارض ذاتی می شود. این را آخوند گفتند عوارض ذاتی بلاواسطه فی العروض.  هرچیزی که یا واسطه نمی خورد یا اگر واسطه می خورد واسطه در عروض نیست، در ثبوت است. این ها عوارض ذاتیه هستند.

 یک بار دیگر به اختصار می گویم. آخوند گفت موضوع هر علمی آن است که در آن علم، موضوع کل #علم ما یبحث فیه عن عوارض ذاتیه. در آن علم از عوارض ذاتی آن موضوع بحث می شود. باید این معنا بشود که عوارض ذاتی به چه چیزی می گویند؟ ایشان می‌گویند عوارض ذاتی یعنی بلاواسطه فی العروض. هر چیزی که بلاواسطه در عروض است از عوارض ذاتی است. بلاواسطه در عروض چیست؟ یک کاملاً بدون واسطه باشد، چیزی که اصلا واسطه نمی خورد؛ یعنی شما یک چیزی را بر یک موضوعی بدون واسطه حمل می کنید. مثل این که بگویید الانسان متعجب. متعجب بر انسان بدون واسطه حمل شده است. این ها جزو عوارض ذاتی هستند. چون اصلاً واسطه نمی خورد. دوم واسطه در #ثبوت باشد نه در عروض؛ یعنی واسطه، واسطه ای باشد که واقعاً دارد عرض را بر معروض حمل می کند. 8 مورد از 9 مورد شامل  عوارض ذاتیه می شود.

به نظر آخوند ۸ مورد از عوارض از عوارض ذاتی هستند. چون سه تا از آن ها که اصلاً واسطه نداشت،  پنج تا هم که واسطه داشت واسطه در ثبوت بود نه در عروض؛ یعنی این واسطه می شود که بگوییم انسان خسته است، انسان ضاحک است. یکی از آن ها که واسطه در عروض بود، از بحث خارج می شود. 

کل بحث این بود که موضوع کل علم ما یبحث فیه عن عوارض ذاتیه. هر علمی مهمترین چیز در آن موضوع است. موضوع مهم است؛ شما در علم اصول نیایید چیزی بخوانید که برای #فقه است، نیایید چیزی بخوانید که برای #تفسیر است. البته آخوند گاهی خودش رعایت نکرده است. گاهی بحث کلام، یک وقت بحث #جبر_و_اختیار کرده است. این بحث ها به اصول ربطی ندارد. فلذا بعضی از آقایان به فکر نوشتن #زوائد_الاصول افتادند.  بعضی ها می گویند که بعضی از بحث های اصول مربوط به اصول نیست و به اصول راه پیدا کرده است.  نمی خواهم حرف آن ها را تایید کنم. ولی بعضا درست است؛ یعنی آن قدر حواشی بحث جلو رفته که آخوند را کشانده است در بحث کلام. السعید سعید فی بطن امه، الشقی شقی فی بطن امه. یک مرتبه از بحث خارج شده است.

 پس هر علمی موضوعی می خواهد. موضوع چه چیزی است؟ عرفا روشن است. عرف به شما می گوید موضوع علم پزشکی چیست؟ اما شاید بعضی جاها نشود تشخیص داد. مثلا رشته اهل بیت شناسی و رشته #تاریخ_اهل_بیت داریم. مثلاً تفسیر اثری داریم و تفسیر عقلی هم داریم. تفسیر اثری تفسیر روایی است. تفسیر عقلی تفسیر عقلی است. موضوع در هر علمی تقریباً مشخص است. موضوع متناسب است با اسم آن علم است. 

آخوند می گوید موضوع هر علمی این است که در آن علم از عوارض ذاتی آن موضوع صحبت می شود. عوارض یعنی آن چیزهایی است که عارض می شود. گفتیم یعنی مثلا موضوع علم نحو کلمه است. از عوارض فاعل، مفعول، مرفوع و امثال این ها بحث می شود. باید عوارض ذاتی را ایشان توضیح بدهند. ایشان با مشهور اختلاف دارند. مشهور از این 9 قسم، 4 قسم را جزو عوارض ذاتی می دانند. آخوند می‌گوید هر چیزی که واسطه در عروض نداشته باشد جزو عوارض ذاتی محسوب می شود. 

ما مجبور شدیم عوارض را به 9 قسم تقسیم کنیم و بگوییم یک چیزی که بر یک چیز دیگر عارض می شود؛ نه قسم است. گاهی بی واسطه است، گاهی با واسطه های داخلی است و گاهی با واسطه خارجی است. این 9 قسم که هر کدام از آن ها که موضوع متصف به این #صفت بود؛ عوارض ذاتی است. 8 تا از آن ها این گونه بود. هر کدام که #مجازی بود؛ که فقط یکی بود. جالس سفینه متحرک، واقعاً جالس سفینه متحرک نیست. این غیر عوارض ذاتی است که می شود عرض غریب و از بحث ما خارج است.

 (إنّ موضوع کلّ علم) موضوع هر علمی (و هو الّذی یُبحثُ فیه عن عوارضه الذاتیّة،) عوارض ذاتی آن چه چیزی است؟ (أی بلا واسطة فی العروض) یک چیزی که بر چیز دیگر حمل می شود، واسطه در عروض نداشته باشد یا واسطه نداشته باشند یا اگر دارد واسطه در عروض نباشد، واسطه در ثبوت باشد. 

 این نکته اولی بود که آخوند در این جا مطرح کرده اند. نکته دوم این که ایشان در این جا مطرح می‌کند این نکته است که حالا موضوع علم اصول چه چیزی است؟

می دانید آخوند می خواهد اسم برای موضوع علم اصول نگذارد. مثل این که الان به شما بگویند موضوع علم پزشکی چی است؟ می‌گویید که ببینید مرض ها چیست؟ مثلاً مرض ریه، گوش، پا، دست و ... است. این ها مسائل پزشکی هستند. یک پزشک متخصص گوش می شود. یکی متخصص ارتوپد می شود. یکی متخصص حلق می شود. پس موضوع علم پزشکی موضوع همه این ها است. موضوع با این ها متحد است. 

آخوند می خواهد از دردسر انتخاب یک موضوع فرار کند. نگوید موضوع علم اصول ادله اربعه است. نگوید موضوع علم اصول کتاب و سنت است که بعداً با مشکل مواجه شود. می گوید موضوع علم اصول تمام آن مسائلی است که در علم اصول از آن بحث می شود. 

به عبارت دیگر الان به شما می‌گویند انسان چه چیزی است؟ می گوید انسان یک کلی طبیعی است. شما می گویید انسان زید است. عمر است. حسین است. زینب است. این ها همه انسان هستند. این ها افراد انسان هستند. کلی که بدون افراد تشخص ندارد؛ الان شما چیزی به نام انسان غیر از خودتان دارید؟ خیر. 

شما افرادی که اینجا نشسته‌اید مجموعا می شوید کلی به نام انسان. پس موضوع علم اصول هم مثل سایر موارد موضوع مسائل آن است. (مسالة) موضوع علم اصول چیست؟ بعضی گفتند ادله اربعه است. بعد ایشان نقد می‌کنند و می‌گویند موضوع علم اصول (یتحد مع مسائله ) موضوع علم اصول با موضوعات مسائل متحد است. البته خود مسائل منظور نیست. مثلا در موضوعات مسائل، یکی از مسائل آن بحث مشتق است. این موضوع علم اصول هم هست. یکی از مسائل بحث عام و خاص است که این هم موضوع علم اصول است. یکی از مسائل،  موضوع خبر واحد است که این هم موضوع علم اصول است. یکی بحث تعارض است که این هم موضوع علم اصول است. یعنی موضوع علم اصول از تشخص بیرون  آورد. از تعین بیرون آورد. می گوید مثل کلی طبیعی و افراد آن. حیوان چه چیزی است؟ همه جاندارها حیوان هستند. انسان چه چیزی است؟ همه عاقل ها انسان هستند.  اصول چه چیزی است؟ همه مسائلی که در علم اصول بحث می شود. 

 (بسم الله الرحمن الرحیم هو) یعنی موضوع علم اصول (نفس موضوعات مسائله عینا) عین همان است. درست است که مفهوما باهم فرق می کنند (و ما یتحد معها خارجا) که حمل شایع صناعی می گویند. در واقع موضوعات با مسائل عینا و خارجا یکی است ولی مفهوما باهم متفاوت است. (و ان کان یغیرها) اگرچه که مغایر با موضوعات مسائل باشد. الان مثلا موضوع علم پزشکی اگر شد پا، دست. دست با آن در مفهوم با هم فرق می کنند. 

موضوع علم اصول هم با #مصادیق خودش از نظر مفهوم متفاوت است. اما مصداق آن یکی است. (تغایر الکلی و مصادیقه و طبیعی و افراده) همان طور که یک کلی با مصادیق خودش یکی است. انسان می شود زید و عمر و بکر. کلی طبیعی هم مثلاً رابطه انسان با افرادش؛ رابطه کلی طبیعی با مصادیق خودش است. 

رابطه علم اصول هم همین است. آخوند در واقع تلاش دارد بگوید، لازم نیست موضوع مشخص کنیم. وقتی موضوع هر علمی را مطرح می‌کنیم؛ بعد اشکالات آن شروع می‌شود. جامع نیست، مانع نیست، اطراد ندارد، انعکاس ندارد. مثلا موضوع علم اصول #ادله_اربعه است. ادله اربعه موضوع فقه هم هست. یک چیز هایی ما در اصول بحث می‌کنیم که در ادله اربعه نیست. مثل #مشتق، مشتق چه ربطی به ادله اربعه دارد؟

بنابراین آخوند می‌گوید ما برای هیچ علمی موضوع خاصی قائل نیستیم. چیزهایی که مربوط به آن علم است. 

#شهید_صدر می فرمایند موضوع علم اصول ادلة المشترکه است. ادله مشترک به چه معنایی است؟ یعنی یک چیزی که من می خوانم آن به درد یک جا نمی خورد بلکه به درد چندین جا می‌خورد؛ مشترک است. مثلاً خبر واحد #حجت است. خیلی جاها به درد می‌خورد، مثلا بحث نماز جمعه، دلیل مشترک می شود. 

به عبارت دیگر موضوع علم اصول خاص نیست. عام و فراگیر است. آخوند می فرماید موضوع علم اصول (هو نفس موضوع مسائله عینا و ما یتحد معها خارجا و ان کان یغایرها) ولو مغایرت دارد. آن موضوع علم اصول با آن موضوعات مسائل اما تغایر شان تغایر کلی و مصادیق آن است. انسان با زید و عمر با هم در #مفهوم متفاوت هستند. زید یک معنایی دارد انسان یک معنایی دارد اما مصداق آن یکی است. شما الان انسان هستید و زید هم هستید. 

 (موضوع کل علم ما یبحث فیه عن عوارض ذاتیه) عوارض ذاتی آن است که یک چیزی بر چیزی عارض می شود بدون واسطه یا باواسطه در ثبوت. این 9 قسم که گفتیم. 

والسلام علیکم و الرحمة الله و برکاته

توصیه شده برای شما

دیدگاه خود را بنویسید