جلسه بیستم _ صحیح و اعم

جلسه بیستم _ صحیح و اعم

مقدمه ی دهم مرحوم آخوند بحثی را با عنوان صحیح و اعم مطرح می‌کند. دو دیدگاه مطرح است. عده ای حقیقت شرعیه را قبول داشتند و عده‌ای منکر آن بودند.کسانی که حقیقت شرعیه را قبول دارند یعنی معنای مجاز نمی گویند. اگر حقیقت شرعی را قبول کنیم، بحث صحیح و اعم واضح است.

صحیح و اعم

بسم الله الرحمن الرحیم 

بحث در مقدمات سیزده گانه #کفایه است که در مقدمه ی دهم #آخوند بحثی را با عنوان #صحیح و #اعم مطرح می‌کند. قبول داریم که #شارع الفاظی را از #معنای_اولیه به معنای دومی آورده است. #حج یعنی قصد اما الان به اعمال خاصی که در #مکه انجام می شود؛ می گویند. یا زکات اعم است که به معنای #تزکیه است اما الان به معنای پرداخت آن نه مورد هست. یا صلاة که معنای نخست آن معنای دعا است ولی الان #نماز است.

 دو دیدگاه مطرح است. عده ای #حقیقت_شرعیه را قبول داشتند و عده‌ای منکر آن بودند. آنهایی که حقیقت شرعیه را قبول دارند این بحث را می توانند راحت مطرح کنند که آیا شارع که لفظ صلاة را برای نماز گذاشته است، فقط برای نماز صحیح گذاشته است یا برای نماز اعم؟ یعنی نمازی که فاسد است و مشکل دارد را هم نماز می گویند. اگر برای صحیح گذاشته باشد، وقتی در فاسد بکار برده می شود مجاز می شود. مثلاً  «فَوَیْلٌ لِلْمُصَلِّینَ» این نماز درستی نیست. اما قرآن می گوید «الَّذِینَ هُمْ عَنْ صَلَاتِهِمْ ساهون الَّذِینَ هُمْ یُرَاءُونَ» نماز با ریا باطل است. ولی قرآن به آن نماز می‌گوید. مثلاً حدیث یعنی سخن ولی الان وقتی بکار برده می شود حدیث به معنای دوم است یعنی روایات اهل بیت و پیامبر. ولی به مطلب جعلی و فاسد هم اطلاق حدیث می شود.

کسانی که حقیقت شرعیه را قبول دارند یعنی #معنای_مجاز نمی گویند. قائل هستند که صلاة مقطعی به معنای دعا بوده است و الان در یک مقطعی به معنای نماز است و مجاز نیست. در شارع حقیقت شرعی ایجاد شده است. شارع صلاة را به معنای دعا بکار می برده است اما الان همه صلاة ها به معنای نماز است. اتفاقاً صلاة به معنای دعا قرینه می خواهد.

 اگر حقیقت شرعی را قبول کنیم، بحث صحیح و اعم واضح است. وقتی که شارع صلاة را برای نماز بکار برد؛ برای نماز صحیح قرار داد یا برای نماز اعم؟ بعضی صحیح را و بعضی اعم را قبول دارند.

 اگر گفته شود شارع حقیقت شرعی ندارد و صلاة به معنای دعا است و معنا در نماز مجازا بکار رفته است. برای معنای مجازی قرینه می خواهد. مثلا اسد که به معنای شیر است را به رجل شجاع می گویید. «رجل شجاع» مجاز است و قرینه می خواهد. باید بگویید «رایت اسدا یرمی». اگر اینطور باشد تحریر محل نزاع مشکل است. قاعدتاً در مجاز باید در صحیح بکار برود و آن هم با قرینه صارفه باشد. 

قرینه صارفه به قرینه ای می گویند که از معنای حقیقی آن صرف و بر می گردانید. پس بنابر نظر صحیح معنای صلاة دعا بوده است که با قرینه صارفه در نماز صحیح بکار می بریم. اما بنابر نظر اعم، باید دو مجاز قائل بشویم. مثلا الان می خواهید نماز که به معنای دعا بود را بکار ببرید. مجاز شماره یک جایی است که با قرینه صارفه صلاة را در نماز بکار بردیم. وقتی که در اعم بکار برده شود یعنی به نماز فاسد هم نماز بگویید این هم یک قرینه معینه می خواهد که تعیین کند این اعم است.

 پس بنابر فرض انکار حقیقت شرعیه هم می توانیم آن را درست کنیم ولی ایشان می گویند صرف تصور است و اصلاً چنین چیزی وجود ندارد. مثلاً اسد به معنای شیر است. با #قرینه_صارفه در رجل شجاع بکار بردیم. این اولین مجاز است. زمانی که می خواهید در رجل هتاک بکار ببرید یک قرینه دیگر می خواهد. بدین شکل می توانیم محل نزاع را درست کنیم.

 #وضع_تعینی را قبلا اقوال را گفتیم. به هر شکلی که می خواهید بگویید. شارع #دعا را برای نماز گذاشته و نماز هم اعم یا صحیح چون وضع کرده این وضع صحیح بوده یا اعم است. اما در آنجایی که اگر یک واژه ای به مجاز بکار برود؛ معنای آن این گونه نیست. معنای اسد شیر است. می‌خواهید استفاده کنید هم با قرینه در رجل شجاع بکار می برید. اگر بخواهید در اعم هم بکار ببرید دو قرینه می خواهد و مجاز می شود که «مجاز فی المجاز» است. تصور دارد اما تحقق ندارد.

  (أنّه وقع الخلاف فی أنّ ألفاظ العبادات أسامٍ لخصوص الصحیحة،) آیا اسامی #عبادات برای خصوص صحیح  وضع شده (أو للأعمّ منها؟) یا اعم از صحیح (و قبل الخوض فی ذکر أدلّة القولین) قبل از آن که ذکر ادله دو دیدگاه را بیان کنیم (یذکر أُمور:) چند تا امر را باید ذکر کنیم (منها: أنّه لا شبهة) هیچ شکی نیست (فی تأتّی الخلاف) در این که اختلاف است بین این که صحیح یا اعم است؟ (علی القول بثبوت الحقیقة الشرعیّة.) یعنی اگر حقیقت شرعیه است این اختلاف مطرح می شود که آیا شارع برای صحیح یا برای اعم گذاشته است؟ (و فی جریانه) جریانه به خلاف برمیگردد. در جریان خلاف (نزاع علی القول بالعدم) اگر عدم حقیقت شرعی را گفتید (إشکالٌ.) تحریر محل نزاع مشکل است. ولی تصویری برای آن درست می کنیم. (وغایة ما یمکن أن یقال) نهایت چیزی که می شود گفته شود (فی تصویره) در تصویر این خلاف. یعنی بنابر قول عدم حقیقت شرعی و قول به مجاز به چه نحو نزاع درست می شود؟ (أنّ النزاع اختلاف) در این که الفاظ برای صحیح یا برای اعم است؟ (وقع - علی هذا -) بنابراین واقع می شود. (فی أنّ الأصل فی هذه الألفاظ المستعملة) اصل در این الفاظ مستعمله مثلاً «صلاة»(مجازاً) مجاز است و حقیقت شرعیه نیست. این لفظی که استعمال شده به صورت مجازی یعنی لفظ «صلاة» مستعمله  و به صورت مجازی در نماز است. (فی کلام الشارع، هو استعمالها فی خصوص الصحیحة أو الأعمّ،) آیا صحیح یا اعم بوده است؟ یعنی شارع مقدس گفته «صلاة مجازا». اگر صحیح گفته است یک مجاز کافی آن هم یک قرینه صارفه است. اگر اعم گفته است؛ دو مجاز می خواهد. یک صارفه و یک معینه که «مجاز فی المجاز» می شود.

 علت این حرف این است که چون معنای حقیقی فقط در یک معنای مجازی می تواند بکار برود. چون بین معنای حقیقی و مجازی ‌یک علاقه‌ای لازم است.

  هر واژه یک معنای حقیقی دارد. در یک معنای مجازی با یک علاقه می توانید بکار ببرید. «صلاة» یعنی دعا و با یک علاقه برای نماز بکار ببرید. تناسب هم دارد. نماز درست می شود و صحیح در معنای مجازی نماز صحیح بکار می رود. اگر می خواهید در اعم بکار ببرید یک بار دیگر باید مجاز با یک #قرینه_معینه دیگر بکار ببرید.

(بمعنی أنّ أیّهما) کدام یک از این صحیح و اعم؟ منظور شارع از نماز که دعا در صلاة بکار رفته است، کدام یک است؟ (بمعنی أنّ أیّهما قد اعتبرت العلاقة بینه و  بین المعانی اللغویّة ابتداءً،) پس این مجاز اول می‌شود. در مجاز اول کدام علاقه بین آن و بین معنای لغوی معتبر شده است؟ نماز را در صحیح بکار برده اید یا در اعم؟ اگر در صحیح بکار برده اید پس علاقه بوده است. منظور از ابتداً مجاز اول است.

 پس کدام یک از این دو اعتبار شده است؟ علاقه بین آن و بین معنای (وقد استعمل فی الآخر) منظور از آخر اعم است. (بتبعه) به تبع آن صحیح (ومناسبته،) و مناسبت آن صحیح است. بتبعه به معنای اول که معنای لغوی و معنای ابتدایی است برمیگردد. (بمعنی أنّ أیّهما) کدام یک از این دو صحیح و اعم اعتبار شده است؟ با علاقه جز و کل بین آن و بین معنای لغوی. معنای لغوی که دعا است. با یک علاقه‌ای بین این معنا و معنای لغوی ابتدا مجاز در صحیح بکار برده اید. بعد استعمال کردیم در دیگری و در آن اعم به تبع آن ابتدایی و مناسبت آن.  آن اولی قرینه صارفه می‌خواهد. (کی ینزّل کلامِه) کلامه به شارع برمیگردد. کلام شارع را تنزیل می کنیم (علیه) بر آن معنای اول (مع القرینة الصارفة) با قرینه صارفه از معنای لغوی که دعا بوده الان نماز می شود. (و عدم قرینةٍ أُخری معیّنةٍ للآخَر) به شرط اینکه قرینه دیگری بر معینه بر دیگری نداشته باشیم. اگر هم قرینه صارفه و هم معینه بود می گوییم معنا اعم است. پس تحریر محل نزاع می شود. آیا شارع با یک مجاز در معنای صحیح بکار برده یا با دو قرینه و دو مجاز در معنای اعم به صورت مجاز بکار برده است.

 البته این #حقیقت ندارد و وجود ندارد. فقط صرف تصویر است. (وأنت خبیر) خبیر و خبره هستید (بأنّه لایکاد یصحّ هذا) هذا یعنی تصویر این فرض صحیح نیست. این تصویر (إلّاإذا علم أنّ العلاقة إنّما اعتبرت کذلک،) مگر این که بدانیم علاقه ی بدین شکل اعتبار شده است. اما چنین چیزی نداریم. (وأنّ بناء الشارع فی محاوراته) بدانیم که در بیانات شارع (استقرّ) مستقر است (-عند عدم نصب قرینة أُخری) وقتی قرینه ی دوم دیگری که قرینه معینه باشد را نصب نمی کند. (- علی إرادته،) بر اراده آن معنای اولی و صحیح نمی آورد. (بحیث کان هذا قرینة علیه) به گونه ای که این بنای شارع (ان بنا الشارع) بر اراده ی این معنا بر اراده ی معنای اول و معنای صحیح این بنا قرینه باشد. (من غیر حاجة إلی قرینة معیّنة أُخری) وقتی معنای اول را می خواهیم دیگر به قرینه معینه نیازی نداریم. (و أنّی لهم بإثبات ذلک؟) چه کسی می تواند این را اثبات کند. (و انی) کجاست؟ 

نکته سوم شخصی به نام #باقلانی نظری را داده اند که با بررسی نظر ایشان می خواهیم ببینیم محل نزاع صحیح هست یا خیر؟ باقلانی می گوید نماز به معنای دعا است و الان هم به همین معنا است که شارع یک چیزهایی به آن اضافه کرده است. گفته «لا صلاة الا بفاتحة الکتاب» نماز فاتحه هم می خواهد «لاصلاة الا بالرکوع» اضافه کرده است. صلاة به معنای لغوی خود است. لذا هر جا خالی از قرینه بود به معنای دعا است. مثل «صل علیهم فان صلاتک سکن لهم»، «صل علی الطفل المیت»، «صلوا علی النبی یا ایها الذین آمنو صلوا علیه و سلموا تسلیما»، «الذین اذا اصابتهم مصیبه قالوا انا لله و انا الیه راجعون اولئک علیهم صلوات من ربهم»، «ان الله و ملائکته یصلون على النبی». 

 هر کجا همراه با قرینه آمد که در واقع قرائن یعنی آن چیزی که می آید و اضافه می کند. می گوید «صلوا کما رایتمونی اصلی» دعا کنید اما دعایی که عوض و به شکل نماز شد. پس همچنان صلاة به معنای دعا است. مثلا «لا صلاة الا بالخمس» صلاة به معنای دعا است. اما آن دعا که با آن پنج ویژگی نماز می شود. مثلا تکبیرة الاحرام و رکوع و سجود.

 بر طبق نظر باقلانی نزاع درست می شود. اگر بگوییم صلاة به معنای دعا است. آن قرائن، قرائن اعم یا قرائن صحیح است. منظور از قرائن فاتحه الکتاب صحیح یا فاتحة الکتاب اعم است. پس بر اساس نظر ایشان معنا، معنای لغوی است ومحل نزاع درست است. اما این نظر را قبول نداریم.

(و قد انقدح) روشن شد (بما ذکرنا) به آنچه که ذکر کردیم (تصویرُ النزاع علی ما نُسب إلی الباقلّانیّ) بنابر آن چیزی که به باقلانی نسبت داده شده است. گفته است معانی شرعی و الفاظ عبادات در همان معنای لغوی خود بکار رفته است و فقط با قرائن در عمل خاصی آمده است. مثل «یقیمون الصلاة و یوتون الزکات»، «اشهد انک قد اقمت الصلاة و اتیت الزکاة»، «الذین ان مکیناهم فی الارض اقام الصلاة و أتوا الزکاة»، «وَالَّذِینَ هُمْ لِلزَّکَاةِ فَاعِلُونَ».  

اما اگر گفته شود صلاة که دال بر دعاست اضافه به فاتحه و رکوع و سجود شود. تعدد دال و مدلول می شود. آن مدلول ها صحیح یا اعم است؟ به چه نحو نزاع درست می شود؟ (وذلک) ذلک یعنی تصویر نزاع (بأن یکون النزاع فی أنّ قضیّة القرینة المضبوطة -) قرینه مضبوطه یعنی آن قرینه ای که با آن ضابطه ای می آورید مثلا می گویید به نماز به وسیله قرائن سه چیز اضافه می‌کنیم. (الّتی لا یتعدّی عنها) آن قرینه مربوطه که تعدی نمی کند. (إلّا بالاُخری،) مگر به دیگری مثل اینکه اول فاتحة کتاب بعد رکوع و سجود (الدالّة) آن قرینه صارفه است. آن قرینه‌ای است که شرایط و ضوابط نماز را معلوم می کند. (الداله) این قرینه مضبوط و مربوطه قرینه ای است که دلالت می‌کند بر اجزاء ماموربه مثلا می گویند رکوع و سجود است و شرایط آن مثلاً فاتحه الکتاب می خواهد. (علی أجزاء المأمور به وشرائطه - هی تمام الأجزاء والشرائط،) آیامنظور صحیح است و باید کامل باشد (أو هما) یا اجزا و شرایط (فی الجملة،) اگر چه که باطل باشد. در نتیجه نزاع درست می شود. (فلا تغفل) پس از این مطلب غافل نشوید. 

بیشتر محل نزاع با دیدگاه #مرحوم_آخوند حقیقت شرعیه را تحریر می کنیم. ولی اگر کسی قائل شد به حقیقت شرعیه و گفت دعا بوده تا یک مقطعی و شارع از این مقطع به بعد به این معنا اراده کرده است. 

  اگر واقعا شارع در یک مقطعی دعا را برای نماز صحیح یا اعم گذاشته باشد. اما اگر این نظر را قبول نداشته باشیم می گوییم این دعا به معنای نماز است. چند آیه هم مثال زدیم. صلاة یعنی دعا منتها به معنای نماز بکار می رود. معنای مجازی می شود. دو مجاز نمی تواند بکار برود. یکی باید بکار برود. آیا با یک مجاز فقط برای صحیح است یا با دو مجاز؟

 باقلانی هم می گوید دعا به معنای دعا است. معنای لغوی با چند قرینه مضبوطه که شرایط و اجزای برای آن گذاشتیم و گفتیم دعا با فاتحه و رکوع و سجود، نماز می شود. این بحث هم محل نزاع می شود. آیا شارع این دعا را برای اجزاء و شرایط صحیح گذاشته است یا برای اجزا و شرایط اعم؟ پس در هر سه حالت شد. 

 بحث بعدی در مورد معنای صحیح و #فساد است. صحیح به چه معنا است؟ و فساد به چه معنا است؟

این جلسه در مدرسه #آیت_الله_گلپایگانی برگزار شده است.

توصیه شده برای شما

دیدگاه خود را بنویسید