جلسه بیست و چهارم _ رد نظر اعمی ها، قبول وضع برای صحیح

در این جلسه آخوند خراسانی پنج نظر اعمی ها را مطرح و آن را نقد میکند که در نهایت وضع برای صحیح را قبول می کند. در ادامه به نکاتی در مورد وضع عبادات و ثمره صحیح یا اعم بودن وضع عبادات مطح می کند.

رد نظر اعمی ها، قبول وضع برای صحیح

بسم الله الرحمن الرحیم 

در مبحث صحیح و اعم بحث در این است که #الفاظ #عبادات آیا برای اعمال صحیح #وضع شده یا برای اعم از صحیح و غیر صحیح؟ مثلا صلاه برای نماز صحیح وضع شده (و استعمال آن در غیر صحیح #مجاز باشد) یا برای نماز صحیح و غیر صحیح وضع شده است و در هر دو مورد #حقیقت است. #مرحوم_آخوند قائل به وضع برای صحیح هستند و اعم را قبول ندارند.

آخوند در مقام پاسخ به این سوال از اعمی ها که مثلا نماز که شما می فرمایید برای اعم وضع شده بر چه معنایی وضع شده است 5 قول را بیان می کند

  1. برای ارکان وضع شده است ولی اشکال می شود به مثل نماز غریقی که نمازش #ارکان ندارد.
  2. برای معظم الاجزاء که اشکال می شود که ما نمی دانیم که #معظم_الاجزاء در نماز چیست و در بین نماز ها نیز متفاوت است مثلا معظم الاجزاء نماز شکسته با نماز کامل متفاوت است.
  3. نماز وضع شخصی دارد یعنی نماز هر شخص متفاوت است. این قول منجر به وضع خاص و موضوع له خاص می شود در صورتی که الفاظ عبادات وضع و موضوع له آن عام است.
  4. لفظ برای صحیح وضع شده ولی در غیر صحیح نیز استعمال شده است. ایشان این قول را قبول نمی کند و #قیاس نماز را با #معجون مع الفارق می داند. زیرا مثلا معجون اجزائش #مشخص است اما در مورد صلاة اجزاء آن مشخص نیست زیرا مثلا اجزاء نماز غریق با نماز کامل و شکسته و کامل متفاوت است.
  5. اینکه همانند اوزان و مقادیر باشد که مثلا وقتی شخص ده تن بار می خرد اگر ده تن و 10 کیلو هم باشد به آن ده تن گفته می شود و حال #الفاظ نیز همچنین است.

اشکال: در مورد مقادیر حرف درستی است چون مقدار آن دقیقا مشخص است لکن در عبادات و مانند صلاه این گونه نیست زیرا اجزاء آن مشخص نیست.

متن: (و فیه) قول چهارم: (إنه)قدر جامع چهارم(إنما یتم فی مثل أسامی المعاجین، و سائر المرکبات الخارجیة) مثلا ماشین (مما) اموری که  (یکون الموضوع له فیها) ضمیر به ما برمیگردد. (ابتداء مرکبا خاصا، ولا یکاد یتم) تمام نیست. (فی مثل العبادات، التی عرفت أن الصحیح منها) عبادات (یختلف حسب إختلاف الحالات) شکسته و کامل، (وکون الصحیح بحسب حالة فاسدا بحسب حالة أخرى، کما لا یخفى، فتأمل جیدا).

(خامسها:)وجوه(أن یکون حالها) الفاظ عبادات(حال أسامی المقادیر و) عطف خاص بر عام است (الاوزان، مثل المثقال، والحقة، والوزنة إلى غیر ذلک، مما) اموری که (لا شبهة فی کونها) امور (حقیقة فی الزائد والناقص فی الجملة،) مختصری (فإن الواضع وإن لاحظ مقدارا خاصا، إلا أنه) واضع (لم یضع له) برای مقدار خاص (بخصوصه،) برای مقدار خاص (بل للاعم منه) مقدار خاص (ومن الزائد والناقص،) مختصر (أو أنه و إن خص) الواضع (به) مقدار خاص (أولا، إلا أنه) لفظ (بالاستعمال کثیرا فیهما) زائد و ناقص (بعنایة أنهما) زائد و ناقص (منه) اشاره به قول سکاکی، (قد صار) لفظ  (حقیقة فی الاعم) از مقدار و زائد و ناقص (ثانیا).
(و فیه: إن الصحیح -کما عرفت فی الوجه السابق- یختلف زیادة ونقیصة) مثلا نماز شکسته و کامل، (فلا یکون هناک) در عبادات (ما) مقیاس - صحیحی که (یلحظ الزائد والناقص بالقیاس علیه) یعنی ملاک نداریم، (کی یوضع اللفظ لما هو الاعم، فتدبر جیدا).

مقدمه چهارم: وضع و موضوع له در عبادات #عام هستند و اگر خاص بگیریم درجایی که عام و در #جامع به کار رفته است، مجاز می شود که این قابل قبول نیست.

متن: (و منها: ان الظاهر أن یکون الوضع والموضوع له -فی ألفاظ العبادات- عامین، و احتمال کون الموضوع له خاصا بعید جدا، لاستلزامه) خاص بودن (کون استعمالها) الفاظ عبادات (فی الجامع، فی مثل: «الصلاة تنهى عن الفحشاء» و «الصلاة معراج المؤمن» و «عمود الدین» و «الصوم جنة من النار» مجازا، أو منع استعمالها فیه فی مثلها) منع کنیم #استعمال در جامع، (وکل منهما بعید إلى الغایة، کما لا یخفى على أولی النهایة(.

#مقدمه پنجم:

بیان چند نکته:

  1. اصااله العموم: اگر عامی وارد شود و خاصی وارد نشود اصل این است که عام مدنظر است.
  2. اصاله الاطلاق: لفظی در مقام بیان #اطلاق می شود و قرینه ای نیز نصب نمی شود و قیدی نیز بیان نمی شود پس اصل اطلاق است.

اولین #ثمره که در مبحث صحیح و اعم وجود دارد؛ بحث شک است. مثلا ما نمی دانیم که نماز برای نماز با سوره وضع شده یا برای بدون سوره در این حالت اگرقائل به وضع برای صحیح باشیم باید #اصاله_الاشتغال جاری کنیم ولی اگر قائل به وضع برای اعم باشیم #اصاله_البرائت را جاری می کنیم.

متن: (منها: أن ثمرة النزاع إجمال الخطاب على القول الصحیحی، وعدم جواز الرجوع إلى إطلاقه) خطاب، (فی رفع ما إذا شک فی جزئیة شئ للمأمور به أو شرطیته) مثلا #اباحه مکان (أصلا، لاحتمال دخوله) مشکوک (فی المسمى، کما لا یخفى، و جواز الرجوع إلیه فی ذلک على القول الاعمی، فی غیر ما إحتمل دخوله فیه) یعنی در غیر ارکان می تواند به اصاله الاطلاق رجوع کرد. (مما شک فی جزئیته أو شرطیته).

این جلسه در مدرسه #آِیت_الله_گلپایگانی برگزار شده است.

و صل الله علی سیدنا محمد و آل محمد 

دیدگاه خود را بنویسید